تبليغاتX
سیاسی
+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در سه شنبه 29 مرداد1387 و ساعت 11:21 |

اوستیا

مدتها بود که قدرت نظامی و سیاسی روسیه منحصر به ادعاهای در قالب حرف و جنگ سرد شده بود و کسی باور نمی کرد روسیه دیگر توان و عزمی برای جنگ و مبارزه رو در روی نظامی داشته باشد. بحران اوستیای جنوبی و آبخازیا نشان داد که روسیه همچنان ادامه دهنده راه همان شوروی قدرتمند و متکی به قدرت نظامی است. از ابعاد مختلف به بررسی این بحران می پردازیم:

۱-تاریخچه منطقه اوستیا :اوستياي جنوبي؛ يكي از مناطق خودمختار گرجستان است كه دولت تحت حمايت غرب در اين كشور خود مختاري اين منطقه را به رسميت نمي‌‌شناسد. مساحت اوستيا 3900 كيلومتر مربع و مركز آن شهر تسخين والي است.
سرزميني كه مردم " ايرون" آن را "اوستي" مي‌خوانند شامل دو بخش شمالي و جنوبي است كه اوستياي جنوبي در خاك گرجستان و اوستياي شمالي يا "آلانيا" در خاك روسيه به صورت جمهوري خودمختار اداره مي‌شود.
اين كشور از سه هزار سال پيش از ميلاد مسكن اقوام آريايي - گرجي بوده است كه به دوره پالئولوتيك متعلق‌اند. زبان آنها از جمله زبان‌هايي است كه به علت مجاورت با مردم فارسي زبان، لغات فارسي بسياري در آن وارد شده است.
مردم اوستيا خود را از نژاد آريايي‌ها يا ايرون مي‌دانند. به اعتقاد پژوهشگران اوستي‌ها از بازماندگان اقوام آريايي "سكا" هستند. سكاها همان قومي هستند كه در اساطير ايراني و شرقي از آنها به تورانيان نام مي‌برند. از ديدگاه زبان شناسي زبان مردم اوستي از شاخه زبان‌هاي ايراني شناخته شده ‌است. بيشتر مردم اوستيا مسيحي و گروه قابل ملاحظه‌اي از آنان مسلمان هستند.
در سال 1774ميلادي روس‌ها بر سرزمين اوستيا مسلط شدند. سال 1801ميلادي جنوب اوستي به همراه گرجستان به تحت الحمايگي روسيه درآمد. در نيمه نخست سده 19ميلادي طي سال‌هاي 1804، 1810، 1830، 1840و1850 مردم اين سرزمين عليه روسيه قيام كردند و سر به شورش برداشتند.
پس از انقلاب اكتبر 1917نام اوستيا را به «استالينيري» تغيير دادند. به دليل سياست‌هاي تبعيض‌آميز روس‌ها مردم اوستيا از اطاعت روسيه سر باز زدند ولي سرانجام سركوب شدند.
در نهايت اوستيا يا "استالينيري" به دو قسمت تجزيه شد بخش شمالي آن ضميمه خاك روسيه شد و بخش جنوبي آن به جمهوري گرجستان واگذار شد اما از آن تاريخ تاكنون هيچ‌گاه مردم اوستيا دست از مبارزه عليه روسيه و گرجستان برنداشته‌اند.
مهمترين برخورد نظامي ميان ستيزه جويان اوستيا و ارتش گرجستان در سال 1989 رخ داد كه طي آن بيش از 500 نفر از دو طرف كشته شدند. پس از آن جنگ داخلي ديگري ميان اوستياي تحت كنترل گرجستان رخ داد كه از سال 1991تا 1992 ادامه داشت.
به دنبال به قدرت رسيدن ادوارد كوكويتي به عنوان رئيس جمهوري اوستياي جنوبي و اتخاد مواضع سخت جدايي‌ طلبانه از سوي وي در سال 2001 تنش در روابط اين جمهوري خودمختار و گرجستان شدت گرفت اما چون در آن تاريخ دولت گرجستان به روسيه نزديك بود تحركات نظامي جدايي طلبان اوستيايي با برخوردهاي جدي گرجستان مواجه نمي‌شد.
كميسيون كنترل مشترك بر اساس توافق 24 ژوئن سال 1992 در مورد اصول حل درگيري گرجستان - اوستياي جنوبي و پروتكل‌هاي الحاقي آن به منظور تضمين نظارت بر آتش بس، خروج دسته‌جات مسلح، انحلال نيروهاي دفاع از خود و عمليات امنيتي در منطقه درگيري تشكيل شد.
با انتخاب مجدد ساكاشويلي به رياست دولت گرجستان ساكاشويلي اعلام كرد كه مسئله اوستيا را به هر وسيله‌اي حل و فصل خواهد كرد. اما نقطه اوج درگيري‌ها زماني بود كه نيروهاي وفادار به گرجستان اقدام به ورود به انبار تسليحات و مهمات وارداتي از اسرائيل در نقاط مرزي و خطوط تماس ميان ارتش گرجستان كه از مي 2008 در مناطقي از اوستيا مستقر شده بودند، كردند.
در اين زمان برخوردهاي پراكنده‌اي ميان ارتش گرجستان و جدايي طلبان مورد حمايت روسيه در اوستاي جنوبي رخ داد و دولت گرجستان نيز بر شمار نيروهاي خود در اين مناطق مي‌افزود. روسيه از گرجستان و اوستياي جنوبي خواسته است تحركات نظامي خود را محدود كنند. اين كشور همچنين از سرگيري سريع مذاكرات حل درگيري گرجستان - اوستياي جنوبي را بسيار مهم دانست.
ادوارد كاكويتي، رئيس جمهور اوستياي جنوبي در ديدار با هيئتي از اوستياي شمالي اعلام كرد كشورش بدون شركت روسيه با گرجستان مذاكره نخواهد كرد. كاكويتي همچنين اعلام كرد طرف گرجي با اعلام اينكه آماده‌ مذاكرات مستقيم با اوستياي جنوبي است، تلاش مي‌كند موضع ما را در برابر تمام جامعه جهاني بي‌اعتبار كند اما اين چيزي به جز اقدام در راستاي بهبودي روابط عمومي گرجستان نيست. از يك سو، آنها اعلام كرده‌اند آماده‌اند مذاكره كنند بعد ما شاهد استقرار تسليحات در اطراف مرزهايمان هستيم.
اين يعني گرجستان فشار نظامي بر روي ما اعمال مي‌كند تا ما بدون اوستياي شمالي و روسيه مذاكره كنيم. اما ما ملتي نيستيم كه بتواند اين كار را انجام دهد. بدون شركت اوستياي شمالي و روسيه با هيچ كسي و در هيچ موردي توافق نخواهيم كرد.
در پي اين اظهار نظر وزارت امور خارجه‌ روسيه با انتشار بيانيه‌اي تصريح كرد كه از سرگيري سريع مذاكرات روند حل درگيري‌هاي گرجستان - اوستياي جنوبي به شكل كميسيون مشترك كنترل و همچنين انجام ملاقات‌هاي كاري ويژه سران طرفين درگير بسيار مهم است.
رهبر جدايي طلبان اوستيا تهديد كرد اگر گرجستان در آينده‌ نزديك نيروهاي خود را از منطقه درگيري خارج نكند، آنها نابود خواهند شد.
وي تاكيد كرد: من بار ديگر مي‌گويم ما براي اين كار (شكست نيروهاي گرجي) هم نيرو داريم و هم وسايل آن را. اقدام پست شليك به مردم بي‌دفاع از طريق تك تيرانداز‌ها، پنهان شدن پشت كليساها و ساختن سنگر و خندق در گورستان تنها از دست گرجي‌ها برمي‌آيد.

تقابل امریکا و روسیه: یکی از مسایلی که به شدت بحران اخیر را تشدید کرده است بحث پیوستن گرجستان به ناتو بود که به شدت مورد مخالفت روسیه است چرا که روسیه گرجستان راحیات خلوت خود می دانست که با سیطره امریکا بر آن این قضیه را در خطر دید ولی دیگر هرگز تحمل پیوستن گرجستان به ناتو را ندارد و رسما هم اعلام کرده از آن جلوگیری می کند. همین امر باعث شد تا روسی به این جنگ با دو هدف نگاه کند و گوشمالی محکمی به گرجستان هم بدهد تا دیگر سراغ ناتو نرود. از دیگر سو امریکا با سرمایه گذاری دراز مدت گرجستان را متحد منطقه ای خود می داند. این امر باعث شده تا اوستیای جنوبی منطقه تقابل امریکا و روسیه نام گیرد و جنگ تمام عیاری که روسیه راه انداخته رسما صحنه جنگ این دو کشور نام بگیرد. روسیه همچنین از این جنگ قصد دارد برای کمک به استقلال این منطقه بهره برداری کند و کشور متحد دیگری در این منطقه ایجاد کند تا دائما موی دماغ گرجستان و اهرم فشار روسیه بر این کشور باشد.

زهر چشم روسیه به لهستان و چک: روسیه علاوه بر اهداف فوق با این حمله نظامی قصد دارد به لهستان و چک بفهماند که متحد امریکا بودن هیچ نفعی به حال آنان ندارد و اگر آنها سرکشی کنند و به طرح سپر موشکی امریکا تن دهند عواقب خوشی در انتظارشان نیست.

ارتباط این بحران با ایران: شاید این درگیری ارتباط مستقیمی با ایران نداشته باشد ولی به طور غیر مستقیم ایران را درگیر خود میکند . اختلاف امریکا و روسیه در این موضوع می تواند محمل خوبی باشد تا ایران در پرونده هسته ای از این اختلاف استفاده کند و رای روسیه را تا حدی به نفع خود برگرداند.

روسیه با نمایش اقتدار خود در این منطقه به همه نشان داد که هنوز هم خوی بزرگتر بودن و سیطره بر دنیا را به عنوان بازمانده یک ابرقدرت دارا می باشد و قصد ادامه گسترش نفوذ خود در منطقه و جهان را نیز دارد.

+ ارائه شده در  بیست و دوم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

حمله امریکا us attack

این روزها بازی ایران و امریکا در مذاکرات هسته ای که به قول بیمن جامعه شناس امریکایی مانند یک بازی شطرنج در حال ادامه است آینده ای نامعلوم و مبهم پیدا کرده. چند عامل مهم که باعث شده این مذاکرات و نتیجه آن به این سرنوشت دچار شوند را با هم مرور می کنیم:

۱-اوبامای مرموز: اوباما با مواضع ضد و نقیضی که در روزهای اخیر بروز داده همه را سردرگم کرده . وی با یک تاکتیک جالب باعث شده کسی نتواند سیاستهای احتمالی وی را پیشگویی کند. این مواضع خصوصا در بحث ایران به عنوان سومین موضوع مهم در سیاستهای رییس جمهور آینده بیشتر خودنمایی می کند. برخی ارسال نماینده به مذاکرات ژنو را هم نتیجه تبلیغ اوباما به مذاکره با ایران دانستند و معتقدند بوش با این حربه می خواسته به طرفداران مذاکره اثبات کند که مک کین هم اهل مذاکره است. جمهوریخواهان جنگ طلب به رهبری چنی و بولتون به شدت از سیاستهای احتمالی اوباما نگرانند و دائما در مقالات و مصاحبه های خود بر این نکته تاکید می کنند که نرمش در قبال ایران مساوی است با ایران اتمی. این نگرانی سبب شده تا برخی پیش بینی کنند اگر اوباما رای بیاورد در مدتی که بوش فرصت دارد تا کرسی کاخ سفید را تحویل دهد حتما به ایران حمله می کند تا اوباما را در مقابل کار انجام شده قرار دهد. در سوی دیگر ایران هم در حال قمار است و با این امید که اوباما در قبال ایران نرمش بیشتری به خرج دهد در هر تلف کردن وقت در مذاکرات است.

۲- اولمرت رفتنی: نخست وزیر اسراییل خیلی کار خودش را خراب کرده و از حداقل محبوبیت نیز برخوردار نیست و شاید همین دلیل آن باشد تا جرات نکند زیادتر از مقدار فعلی به امریکا جهت واژگون کردن میز مذاکره بر سر ایران فشار بیاورد. اسراییلی ها اصلا دوست ندارند با نوک پیکان یک جنگ علیه ایران قرار گرفتن طعم تلخ موشکهای ایرانی را بچشند و از سوی دیگر در وضعیت فعلی هم امیدی به اجماع برای حمله به ایران را نداردو خلاصه فقط حرص می خورد و به متحدینش دائم غر میزند که یک کاری بکنید!!

۳- روسیه لج باز: جنگ اوستیای جنوبی رسما به جنگ روسیه و امریکا تبدیل شده است و از همه خوشحال تر در این میان ایران است که با این رخداد به دو مقصد خود می رسد. یکی اختلاف بین امریکا و روسیه بیشتر شود و لج بازی روسیه در قبال ایران در مقابل امریکا شدیدتر می شود و از سوی دیگر خط لوله جیهان-تفلیس به چالش کشیده می شود و لااقل دل ایران از تاخیر در احداث این لوله خنک می شود. دعوای امریکاو روسیه بر سر سپر موشکی و گستر ناتو به شرق شاید بزرگترین شانس ایران در شرایط کنونی باشد.ناو امریکا

۴- قیمت نفت سرکش: فشار قیمت بالای نفت تازه دارد چهره اش را به مردم امریکا نشان می دهد و این امر سبب شده تا قیمت نفت به عنوان ضامنی جلوی شلیک امریکایی ها  را بگیرد.

۵-انتخابات ایران غیر قابل پیش بینی: اگر جنگی رخ دهد هر چند هم در مقیاسی بسیار محدود هم که باشد رای احمدی نژاد را تضمین می کند. احمدی نژاد یک قهرمان خواهد شد و به این راحتی ها از کرسی ریاست جمهوری پایین نمی آید. این مساله را امریکایی ها به خوبی فهمیده اند و نمی خواهند شانس بر سر کار آمدن یک رییس جمهور معتدل تر را از دست بدهند.

آنچه مسلم است با پیشرفت وضعیت کنونی تقابل نظامی ایران و امریکا امری بدیهی است و حمله نظامی دیر یا زود اتفاق می افتد هر چند ممکن است این اتفاق مثلا بیست سال دیگر باشد ولی در اصل آن شک ندارم و امریکایی ها علیرغم هزینه های بالای این حمله بالاخره روزی به آن تن می دهند. پس فقط این استراتژیستهای امریکایی هستند که زمان حمله را بر اساس کمترین میزان هزینه تعیین میکنند.

 

+ ارائه شده در  نوزدهم مرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

رییس جمهور ما

تصمیم گرفته بودم دیگر در مورد رییس جمهور مطلبی ننویسم اما اقدام روز گذشته وی چنان مرا برآشفت که نتوانستم دست به کیبورد نشوم. ماجرا از این قرار بود که وقتی احمدی نژاد شانس  وزرای خود را برای کسب رای اعتماد پایین دید و خصوصا پس از مخالفتهای تند برخی نمایندگان که در نوع خود کم سابقه بود در سخنان خود به موافقت مقام معظم رهبری در خصوص این سه وزیر اشاره کرد.

 

رئیس جمهور در مورد صحبت هایی مبنی بر اینکه گفته می شود احمدی نژاد اصرار بر این سه گزینه داشته است و مقام معظم رهبری به علت این اصرار ، با این گزینه موافقت کردند گفت: مگر رابطه ما با مقام معظم رهبری این گونه است ؟ من خدمت آقا گفتم که می خواهم این سه نفر را معرفی کنم ایشان فرمودند چقدر شناخت دارید، ویژگی ها و سوابق را برای ایشان گفتم ، ایشان نیز موافقت کردند و فرمودند:

 بروید برای رای و فرمودند بروید برای رای آوری آنها تلاش کنید.
وی با بیان اینکه با کسی تعارف نداریم ، گفت: ما معرفی کردیم و تصمیم گیری با شماست !!

 

این قضیه چنان به برخی سنگین تمام شده که حتی شریعتمداری در سرمقاله کیهان را به واکنشی تند واداشته چنانکه وی ادعا کرده که از نظر رهبری در این خصوص خبر دارد و رییس جمهور در این مورد کلام متناقضی بر زبان رانده است. شریعتمداری مطابق اطلاع دقیق و موثق» خود مدعی شده‌است: «آقا درباره یکی از سه وزیر پیشنهادی نظر موافق نداده‌اند، بلکه فقط فرموده‌اند، مخالفتی ندارم».شریعتمداری، یادداشت خود را با توضیح درباره تجربیات خود از نوع اظهار نظر مقام معظم رهبری در باره مواردی که از ایشان استمزاج می‌شود ادامه داده و نوشته‌است: «معمولا حضرت آقا در اینگونه موارد، سه نوع نظر می‌دهند. «موافقت»، «مخالفت» و یا «مخالفتی ندارم». و بدیهی است که این سه نوع نظر کاملا با یکدیگر متفاوت بوده و هر یک مفهوم خاص و جداگانه ای دارند. بنابراین نقل قول آقای احمدی نژاد که «آقا موافقت کردند و فرمودند بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید»! کاملا غیرواقعی و مخدوش است. چرا که مفهوم «مخالفتی ندارم» با مفهوم «موافقم» تفاوت فراوان و تعیین کننده‌ای دارد چه رسد به این که فرموده باشند «بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید»»! (اینجا بخوانید)

 

چند سوال از رییس جمهور:

1-      به فرض که نظر رهبری نیز موافق این وزرا باشد. آیا خرج کردن از مقام رهبری برای کسب رای اعتماد وزرا کار درستی است؟

2-   آیا مردم ما با شنیدن سخنان شما فکر نخواهند کرد مانند زمان طاغوت وزرا از بالا تعیین می شوند و نمایندگان موظف به رای دادن هستند.

3-      آیا رهبری ازاینکه نظرش در مورد وزرای شما از تریبون رسمی اعلام شود موافق است؟

4-      با توجه به شناختی که از رهبری دارید فکر نمی کنید نظر ایشان ارشادی بوده و نه ولایتی؟ (ادعای شریعتمداری هم همین است)

5-      فکر نمی کنید این بدعت شما الگویی برای خیلی ها شود تا حرکتهای اشتباه خود را با خرج کردن رهبر به خورد مردم دهند؟

6-   آیا بهتر نبود به جای این اقدام، عادلانه به دفاع از وزرای خود بپردازید تا نمایندگان تصمیم گیرنده نهایی باشند؟ چنانچه به نظر برخی شاید بدون این کار هم وزرای شما رای می آوردند.

7-   و بالاخره آیا کسب رای اعتماد برای این وزرا که به اعتقاد بسیاری وزرای تحمیلی جناح راست بوده اند اینقدر ارزش داشت که شما از رهبری برای آن خرج کنید؟

 

آقای رییس جمهور ! هر چه که هست این اقدام نشانه ضعف موضع شما در دفاع از وزرای پیشنهادی بود و شک ندارم اینگونه تضعیف رهبری از سوی شما که مدعی اعتقاد به رهبری هستید سرآغاز خیلی سو استفاده های دیگر از نام و نظر رهبری خواهد شد. پس لطفا در سخنان خود دقت کنید.

 

+ ارائه شده در  شانزدهم مرداد 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

دولت تک وزیری

در روزهای اخیر هر چه تلاش کردم آماری از وزرای معرفی شده دولت نهم به مجلس در طول سه سال به دست  بیاورم موفق نشدم. فقط می دانم که آمار بالا و بی سابقه ای است. نکته جالب اینکه به ذهن سپردن اسامی وزرا کاری دشوار شده و تا اسمی را هم به خاطر می سپاری برکنار می شود و بایستی سرپرست و یا وزیر جدید را به ذهن سپرد. اما آنچه این روزها زیاد مورد تحلیل قرار گرفته وزرای جدیدی هستند که توسط دولت به مجلس معرفی شده اند خصوصا وزیر کشور.

عجیب است که کردان با سابقه اجرایی بی تناسب با وزرات کشور منتسب به جریان لاریجانی و راست سنتی است و عجیب تر آنکه دلیل برکناری پورمحمدی همسو نبودن وی با دولت احمدی نژاد عنوان شده بود که دلیل آن نزدیکی وی به جریان لاریجانی عنوان شد.

نکته دیگر استفاده حداکثر و حتی بیش از ظرفیت رییس جمهور از اداره وزارت کشور و اقتصاد بوسیله سرپرست بود . به طوریکه سرپرست وزارت کشور حتی تعداد زیادی از استانداران را هم خلاف عرف معمول تعویض کرد تا وزیر بعدی که احتمالا تحمیلی از جناح مجلس است موفق نشود تا تیم استانداران را تغییر دهد. ظاهر امر اینگونه است که کردان وزیر تحمیلی مجلس به دولت است. از سوی دیگر سوابق حسینی برای وزارت اقتصاد هم سابقه  بسیار کمی بوده و احتمالا از سوی مجلس رد خواهد شد و این شائبه را ایجاد می کند که احمدی نژاد با آگاهی از رد وی قصد دارد باز هم با سرپرست وزارت اقتصادی خود را اداره کند.

هر چه که هست ظاهرا دولت در یکسال آینده هم که از عمرش باقی است قصد ایجاد ثبات در مدیران خود را ندارد و با اعتقاد به اینگونه تغییرات اینکار را ادامه می دهد. احمدی نژاد با تعویض این وزرا به همه آنها می فهماند که حرف اول و آخر را خود می زند و اهل تفویض اختیارات نیست. دولت احمدی نژاد دولتی نیست که مثل دولتهای قبلی به صورت تیمی اداره شود. افرادی هم که در این دولت از نزدیکان رییس جمهورند آنقدر کم مرتبه هستند که به حساب نمی آیند.

خلاصه اینکه شاید بتوان گفت اداره همه وزارت خانه ها به عهده خود احمدی نژاد است و دولت نهم یک دولتی با یک وزیر است.

هر کسی هم که کمی از دستورات مداخله جویانه رییس جمهور تخطی کند سریعا عزل می شود. نباید این نکته را هم فراموش کرد جدا از انتقاداتی که بر این شیوه وارد است این حق یک رییس جمهور است که اینگونه همه دولت را اداره کند و به قول خودش ۱۸ ساعت در شبانه روز فعالیت نماید. البته نتیجه را هم بایستی دید و ارزیابی کرد رییس جمهوری که به این شیوه معتقد است می تواند دولت را به نحو مطلوب اداره کند؟

 

+ ارائه شده در  دوازدهم مرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

انتخابات

زیاد شنیده ایم که نظام ما با تمام نظامهای سیاسی دنیا متفاوت است و قواعدی بر آن حکمفرماست که قیاس آن را با دیگر ساختارهای سیاسی تجربه شده دنیا دشوار می سازد. با قیاسی  اولیه در ساختارهای سیاسی حاکم بر نظامهای سیاسی منسجم دنیا با نظام حاکم بر ایران شاید مهمترین نقطه تفاوت آن را نبود یک استراتژی و رویه ثابت و مشخص و حاکمان سیاسی نا همگون دانست.

اکنون که در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته ایم شاید این طیف گسترده مدعیان حاکمیت بیشتر خود را نمایان می سازند. اساسا در حکومتهای منسجم - جاافتاده و پیشرفته پس از حاکمیت دموکراسی رویه  و استراتژی خاصی حکومت را در دست می گیرد و جایی برای جولان مخالفان و احزاب اپوزیسیون باز نمی ماند و بنابراین انتخابات ها هر قدر تحولگرا باشند تغییر چندانی در سیاستهای کلی نظام سیاسی نمی دهند. البته این خاصیت نظام ما دقیقا به انقلابی بر می گردد که تمام ساختارهای سیاسی را دگرگون کرد . پس از انقلاب گروههای مختلفی از گردونه یک به یک خارج شدند و طیف حاکمان با تاسیس تک حزب جمهوری اسلامی به قشر نازکی از حامیان امام تبدیل شد. و البته این خاصیت تمام حکومتهاست که الیگارشی آهنینی را حاکم می سازند که فقط افراد خاصی را به جرگه حاکمان راه می دهد. این رویه تا پایان حیات امام ادامه یافت و وی هر کس را که با نظرات انقلابی خود مخالف می دید از گردونه خارج می کرد.

اما پس از روی کار آمدن رهبر جدید رویه متفاوت شد. هر چند رد صلاحیت گسترده مخالفان رهبر در انتخابات مجلس چهارم در راستای همان ایده اصیل ماندن انقلاب صورت گرفت و حتی تعداد زیادی از یاران انقلاب را به خاطر مخالفت با رهبر جدید از گردونه خارج کرد لیکن محدود شدن به شدت همگرای طیف حاکم کمی بازتر شد و حالتی واگرا پیدا کرد به طوری که به کمک هاشمی بسیاری افراد که سالها از حکومت دور بودند دوباره ادعای حاکمیت کردند و خیلی تکنوکراتها هم به حکومت نزدیک شدند.

اوج این واگرایی در دوم خرداد اتفاق افتاد . در این جنبش بزرگ بسیاری گروههای طرد شده باز هم قدرت جولان یافتند و در عرصه حکومت جایی برای خود باز کردند و البته دو سال پر هیاهو را در کشور شاهد بودیم که پس از سال ۶۰ انقلاب چنین روزهای پر مخاطره ای به خود ندیده بود. حادثه کوی دانشگاه به عنوان اوج این جنبش باعث عکس العمل شدید انقلابیون شد و دوباره حرکت شدید محدود سازی آغاز شد . بستن روزنامه های مخالف - تعویض وزرا و تذکر جدی به خاتمی سبب شد تا محدویت ها دوباره از سر گرفته شود و منجر به در دست گرفتن مجلس توسط نزدیکان رهبر در هفتمین دوره مجلس و نهایتا انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری شود.

دوران مهجوریت اصلاح طلبان آنها را به یاد دورانی انداخته که قبل از دوم خرداد آنرا تجربه کرده بودند و این امید را هم در آنان زنده نگه داشته که می توان دوم خردادی دیگر برپا کرد. هر روز از گوشه ای کسی ادعای کاندیداتوری می کند و سال پیش رو سالی داغ سرشار از اخبار جذاب کاندیداتوری افراد مختلف است.

اما نکته ای که در ابتدای نوشته ام به این منظور بود که به این سوال برسیم که:

آیا بایستی حکومت در دست عده خاصی باشد یا هر کسی بایستی اجازه ورود به حاکمیت را داشته باشد؟

 و آیا تنگ کردن دامنه شانس ورود به حاکمیت به نفع نظام سیاسی است یا خیر؟

آیا تشتت موجود و اختلافات عمیق سیاسی که گاهی منجر به چرخشهای سیاسی - تغییرات اساسی وبنیادین در اثر تغییر مهره ها و سیاست زدگی در امور کشور می شود ناشی از فضای باز سیاسی موجود نیست؟

 

 

+ ارائه شده در  پنجم مرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت 12:3 |

مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس جمهور الجزایر:

 ایستادگی ملت‌ها بر حقوق خود و مطالبه آن، نتیجه بخش است

تحریم‌ها به نفع ملت ایران تمام شده است

ملت ایران و مسؤولان نظام اسلامی با وجود فشارها، تهدیدها و تحریم ها، به سبب این ایستادگی در مقابل نظام سلطه، به پیشرفت‌های بزرگی دست یافته‌اند.

آفتاب: حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس جمهور الجزایر و هیأت همراه‌، با اشاره به اهمیت همکاری کشورهای اسلامی و استفاده آنها از امکانات و توانایی‌های یکدیگر خاطرنشان کردند: «جمهوری اسلامی ایران و الجزایر زمینه‌های همکاری فراوانی دارند که امیدواریم این سفر گام مؤثری برای گسترش جدی تر روابط باشد».
 
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مسائل جهان اسلام تأکید کردند: «کلید باز شدن قفل‌های مشکلات کشورهای اسلامی، احساس اقتدار ایمان در دل مردم و مسئولان این کشورها و ایستادگی آنان است». 

حضرت آیت الله خامنه‌ای با یادآوری تجربه تاریخی ایستادگی ملت‌ها برای استیفای حقوق خود افزودند: «تجربه الجزایر، شمال افریقا و همچنین تجربه ایران نشان می‌دهد ایستادگی ملت‌ها

اگر ملتی به حقوق طبیعی و مسلم خود حساس، و پیگیر آن نباشد، قطعاً حقوق آن ملت پایمال خواهد شد....

 
بر حقوق خود و مطالبه آن، نتیجه بخش است». 

ایشان با تأکید بر اینکه دولت‌ها به عنوان نماینده ملت‌ها باید پیگیر جدی حقوق آنان باشند خاطرنشان کردند: «ملت ایران و مسؤولان نظام اسلامی با وجود فشارها، تهدیدها و تحریم ها، به سبب این ایستادگی در مقابل نظام سلطه، به پیشرفت‌های بزرگی دست یافته‌اند». 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دستاوردهای علمی و فناوری جوانان ایران تأکید کردند: «همه این پیشرفت‌ها در شرایطی به دست آمده که جمهوری اسلامی ایران در تحریم بوده و این تحریم‌ها به نفع ملت ایران و نظام اسلامی تمام شده است». 

حضرت آیت الله خامنه‌ای، دستاوردهای مردم فلسطین و استقرار دولت مردمی حماس در این سرزمین، و پیروزی‌های سیاسی و نظامی مقاومت اسلامی در لبنان را نتیجه ایمان و ایستادگی ناشی از آن دانستند و افزودند: «اگر ملتی به حقوق طبیعی و مسلم خود حساس، و پیگیر آن نباشد، قطعاً حقوق آن ملت پایمال خواهد شد». 

در این دیدار که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای بوتفلیقه رئیس جمهور الجزایر با اشاره به مذاکرات خود در تهران اظهار امیدواری کرد این دیدار زمینه ساز گسترش جدی همکاری‌های تهران و الجزیره باشد. 

رئیس جمهور الجزایر همچنین با اشاره به مسائل جهان عرب و اسلام تأکید کرد: «ملت‌های مسلمان باید برای دستیابی به حقوق خود، تلاش کنند».

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت 11:59 |

 رژیم صهیونیستی از سفر رییس جمهور ایران به ترکیه ناراضی است!

 مرجع : AFP

اگرچه زمانی برای این دیدار اعلام نشده است اما برخی کارشناسان روز چهاردهم اوت را برای این دیدار پیش بینی می‌کنند.

آفتاب: رژیم صهیونیستی نارضایتی خود را ازسفر محمود احمدی نژاد به ترکیه اعلام کرد.

به گزارش سرویس بین الملل آفتاب، یک دیپلمات اسراییلی که نخواست نامش فاش شود روز جمعه در این رابطه اظهار داشت: «ما نگران این سفر هستیم چرا که معتقدیم که زمان کنونی، به هیچ عنوان وقت مناسبی برای میزبانی از رییس جمهور ایران نیست»! 

رژیم

این اصلا ایده مناسبی نیست که به دولتمردی که آرزومند نابودی اسراییل است و هولوکاست را انکار می کند مشروعیت ببخشید....

 
اسراییل همچنین با احضار سفیر ترکیه در تل آویو این موضوع را روز پنجشنبه به اطلاع دولت این کشور رسانیده بود. در همین راستا سفیر اسراییل در آنکارا نیز دردیدار با وزیر امور خارجه ترکیه مراتب نارضایی دولت متبوعش را نسبت به سفر رییس جمهور ایران از ترکیه اعلام کرده بود. 

این مقام رژیم صهیونیستی، که رژیم متبوعش هر روز در سرزمین‌های اشغالی دست به جنایت تازه‌ای می‌زند در اظهاراتی گستاخانه افزود: «این اصلا ایده مناسبی نیست که به دولتمردی که آرزومند نابودی اسراییل است و هولوکاست را انکار می کند مشروعیت ببخشید. آنهم درست در زمانی که قدرتهای غربی در صدد تعیین و تصویب درو تازه ای از تحریم ها علیه ایران به دلیل فعالیتهای هسته ای مشکوک این کشور هستند». 

گفتنی است مقامات ترک اعلام کرده بودند که احمدی نژاد به زودی از این کشور دیدن خواهدکرد. اگرچه زمانی برای این دیدار اعلام نشده است اما برخی کارشناسان روز چهاردهم اوت را برای این دیدار پیش بینی می‌کنند.

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در یکشنبه 20 مرداد1387 و ساعت 14:9 |

آمریکا،بریتانیا،فرانسه و آلمان:

 ایران را فراتر از شورای امنیت تحریم می‌کنیم

آمریکا،بریتانیا،فرانسه و آلمان:

 ایران را فراتر از شورای امنیت تحریم می‌کنیم

 مرجع :

 مترجم : فرامرز قاسمی

چندین کشور دیگر نیز وجود دارند که ما میخواهیم از آنها برای شرکت در این تحریم ها با ما همراهی نمایند»

آفتاب-سرویس بین الملل: چهار کشور ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در کنار حضور در تحریمهای شورای امنیت، ایران را به صورت دسته جمعی نیز با تحریم های بیشتری مواجه خواهند کرد.

به گزارش سرویس بین الملل آفتاب، یک مقام انگلیسی که نخواست نامش فاش شود ضمن اعلام خبر فوق، اظهار داشت این اقدام در واکنش به عدم علاقه‌مندی روسیه و چین به اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران صورت می‌گیرد.

وی افزود: «این تحریم‌ها، فراتر از تحریم‌هایی است که شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران اعمال خواهد کرد. چه بسا

کشورهایی که علاقمند به اعمال تحریم های بیشتر بودند عبارتند از آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان. ...

 
این تحریم‌ها، همان‌هایی باشند که شورای امنیت در گام بعدی آنها را برگزیند».

وی ادامه داد: «ما هم اکنون در مراحل نخستین تحریم هستیم ... با این‌همه حوزه‌های بسیاری هستند که اقتصاد ایران در آن مناطق آسیب‌پذیر است. عرصه‌هایی چون بخش گاز مایع، سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز، واردات فراورده‌های نفتی، بیمه اتکایی و سایر عرصه‌های مالی اقتصادی. اینها همه زمینه‌هایی هستند که می‌توانیم در آنها ایران را تحت فشار قرار دهیم».

این دیپلمات انگلیسی اظهار داشت: «کشورهایی که علاقه‌مند به اعمال تحریم‌های بیشتر بودند عبارتند از آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان».

این دیپلمات همچنین افزود: «چندین کشور دیگر نیز وجود دارند که ما می‌خواهیم آنها برای شرکت در این تحریم‌ها با ما همراهی نمایند». وی البته به نام این کشورهای اشاره‌ای نکرد.

گفتنی است ایالات متحده و بریتانیا روز چهارشنبه اعلام کرده بودند که قدرتهای بزرگ موافقت کرده‌اند که تحریم‌هایی فراتر از تحریم‌های شورای امنیت را در پیش خواهند گرفت. روسیه اما بعدتر وجود چنین توافقی را تکذیب کرد.

 مترجم : فرامرز قاسمی

چندین کشور دیگر نیز وجود دارند که ما میخواهیم از آنها برای شرکت در این تحریم ها با ما همراهی نمایند»

آفتاب-سرویس بین الملل: چهار کشور ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در کنار حضور در تحریمهای شورای امنیت، ایران را به صورت دسته جمعی نیز با تحریم های بیشتری مواجه خواهند کرد.

به گزارش سرویس بین الملل آفتاب، یک مقام انگلیسی که نخواست نامش فاش شود ضمن اعلام خبر فوق، اظهار داشت این اقدام در واکنش به عدم علاقه‌مندی روسیه و چین به اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران صورت می‌گیرد.

وی افزود: «این تحریم‌ها، فراتر از تحریم‌هایی است که شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران اعمال خواهد کرد. چه بسا

کشورهایی که علاقمند به اعمال تحریم های بیشتر بودند عبارتند از آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان. ...

 
این تحریم‌ها، همان‌هایی باشند که شورای امنیت در گام بعدی آنها را برگزیند».

وی ادامه داد: «ما هم اکنون در مراحل نخستین تحریم هستیم ... با این‌همه حوزه‌های بسیاری هستند که اقتصاد ایران در آن مناطق آسیب‌پذیر است. عرصه‌هایی چون بخش گاز مایع، سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز، واردات فراورده‌های نفتی، بیمه اتکایی و سایر عرصه‌های مالی اقتصادی. اینها همه زمینه‌هایی هستند که می‌توانیم در آنها ایران را تحت فشار قرار دهیم».

این دیپلمات انگلیسی اظهار داشت: «کشورهایی که علاقه‌مند به اعمال تحریم‌های بیشتر بودند عبارتند از آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان».

این دیپلمات همچنین افزود: «چندین کشور دیگر نیز وجود دارند که ما می‌خواهیم آنها برای شرکت در این تحریم‌ها با ما همراهی نمایند». وی البته به نام این کشورهای اشاره‌ای نکرد.

گفتنی است ایالات متحده و بریتانیا روز چهارشنبه اعلام کرده بودند که قدرتهای بزرگ موافقت کرده‌اند که تحریم‌هایی فراتر از تحریم‌های شورای امنیت را در پیش خواهند گرفت. روسیه اما بعدتر وجود چنین توافقی را تکذیب کرد.

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در یکشنبه 20 مرداد1387 و ساعت 14:7 |
                                                       
 

تهدید رهبری ایران به جلوگیری از ارسال انرژی از تنگه هرمز در صورت وقوع هرگونه تجاوز نظامی به خاک ایران توسط ایالات متحده و متحدانش، زنگ خطری بود که توجه کارشناسان مسایل بین المللی و اقتصادی را به خود جلب کرد. سیمون هندرسون در این مقاله می کوشد تا راهکارهایی را که ممکن است در بروز چنین وضعیتی پیش پای ایالات متحده قرار داشته باشد بررسی نموده است. نگاه وی به عنوان یک آمریکایی اگرچه جانبدارانه و در پی تامین منافع آمریکاست اما حاوی نکات قابل تاملی برای سیاستمداران و استراتژیست های ایرانی است. بخش دوم این مقاله تقدیم می گردد.

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از سایت موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک

   ● نويسنده: سیمون - هندرسون

مترجم: كيانوش - كياكجوري

 
 

توان نظامی ایران

تخمین زده می شود که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شامل 20 هزار نفر و از جمله پنج هزار تفنگدار دریایی باشد. وظیفه آن دفاع ساحلی است. جدا از 50 قایق گشت زنی، تعداد 10 مورد از آنها از نوع هودونگ چینی است که می توانند موشکهای تاکتیکی زمین به زمین سی-802 ساخت چین را که بردی معادل 75 مایل دارند را حمل کنند. چهل تای دیگر، قایقهای سریع ساخت سوئد هستند که توانایی حمله موشکهای ضد تانک، تفنگ های بدون لگد، و مسلسل را دارند. برخی از آنها ساخت ایران، مبتنی بر بدنه ای از طرح اف.بی ایتالیا، یک تولید کننده معروف قایقهای مسابقه ای است که قایق گشت زنی لورویرو را همراه با اسلکت و طرحهای آن با اجازه رسمی دولت فروخت. سایر زرادخانه های موشکی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای انجام عملیات از تاسیسات ساحلی از نوع «ایچ وای-2» زمین به زمین ساخت چین با بردی معادل 25 مایل هستند. ایران این نوع موشک را طی جنگ ایران –عراق 1980-1988 به خاک کویت شلیک کرده بود.

نیروی دریایی ایران بر اساس ساختار جداگانه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عمل می کند گرچه این شرایط با تسلط بیشتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تغییر خواهد کرد.

با 18 هزار پرسنل، 2600 تفنگدار دریایی و یک نیروی هوا-دریا متشکل از 2600 نفر، این نیروی دریایی از نظر تعداد بزرگتر از نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این نیروی دریایی دارای شش زیردریایی است که سه نوع از آن قابلیت عملیات ارسال ابزار و وسایل برای غواصان را دارند. این نیروی دریایی دارای سه یدک کش است که در اصل انگلیسی است و دو ناو جنگی تندرو دارد که در اصل آمریکایی است.

140 قایق گشت زنی و رزمی و ساحلی دارد که از جمله شامل«کاتاماران» چینی پرسرعت می باشد. در آبهای خلیج فارس، چهار کشتی مین روب و 13 کشتی آبی-خاکی که سه نوع از آن قابلیت مین گذاری دارند، را در اختیار دارد.

تیپ هوا-دریا شامل سه هواپیمای گشت زنی دریایی اوریون پی-3 است که در اصل توسط ایالات متحده تهیه شدند و سه بالگرد دریایی است که می توانند برای مین گذاری و اقدامات پیشگیرانه مورد استفاده قرار گیرند.

نیروی دریایی ایران دارای پایگاههایی در بندرعباس، بوشهر، جزیره خارک، بندر خمینی، بندر ماهشهر، و – خارج از تنگه هرمز- در چاه بهار است. پایگاههای نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بندرعباس، خرمشهر، جزیره لارک، ابوموسی، الفارسیه و سیری و سکوی نفتی حلول واقع است.

مقامات دفاعی آمریکا معتقدند که اگر ایران اراده کند می تواند تنگه هرمز را ببندد. در جلسه اظهاریه سنا در فوریه 2005، دریاسالار لاول ای جاکوبی از آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا گفت: «ارزیابی ما این است که ایران برای مدت کوتاهی می تواند تنگه هرمز را ببندد، به یک استراتژی چند لایه تکیه کند و عمدتاً از نیروهای دریایی، هوایی و تا حدودی زمینی استفاده کند. ایران از کره شمالی اژدر و قایقهای تندرو مسلح و زیردریایی کوچک خریداری و از این طریق امکانات خود را بهبود بخشیده است.» در جلسه اظهاریه بعدی وی گفت: «نیروی دریایی ایران می تواند با استقرار یک نیروی چند لایه از زیردریایی های دیزلی کیلو، قایقهای گشتی مجهز به موشک، مینهای دریایی و موشکهای ضد کشتی دریایی و مستقر در ساحل برای مدتی در جریان نفت خلیج فارس توقف ایجاد کند.»

ایران خود را قدرت مسلط طبیعی در خلیج فارس تلقی می کند و از هر نیروی نظامی غیر از کشورهای خلیج فارس متنفر است. این دیدگاه حملات مکرر سپاه پاسداران انقلاب علیه نیروی دریایی آمریکا را در اواخر سال 2007 و اوایل سال 2008 را توضیح می دهد. این دیدگاه همچنین در واکنش ایرانیان به خبر 2008 مبنی بر اینکه فرانسه در حال ساخت یک پایگاه دریایی در امارات عربی متحده است منعکس شده است. محمدعلی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: «ما مخالف هرگونه افزایش نیروی نظامی خارجی در منطقه خلیج فارس هستیم. ما معتقدیم که چنین نیروهایی برای صلح و امنیت منطقه خوب نیستند بلکه در عوض عاملی برای کمک به ناامنی در منطقه می باشند.»

اظهارات مشابهی توسط حسین امیرعبدالهیان سفیر ایران در بحرین در سال 2007 مطرح شد. وی گفت: «شرایط منطقه در حال حاضر به سبب حضور نیروهای خارجی بسیار حساس و شکننده است. قدرتهای متکبر قصد تسلط بر امنیت، منابع انرژی و بازارهای منطقه را دارند.» وی افزود: «ایران تاکید کرده است که امنیت منطقه باید با کمک همه کشورهای منطقه تامین شود.» این فرمول شامل نیروهای فرامنطقه ای نمی شود. مهمتر از همه این که بحرین مقر فرماندهی ناوگان پنجم دریایی آمریکاست. مقامات ایرانی خواستار خروج نیروهای آمریکایی و انگلیسی از عراق و منطقه شده اند و استدلال کرده اند که حضور آنان این شرایط را پیچیده و دشوارتر کرده و سبب ناامنی بیشتر شده است.

محمود احمدی نژاد به هنگام بازدید از بغداد در مارس 2008 که برای اولین بار توسط یکی از رهبران ایران از زمان انقلاب اسلامی 1979 صورت می گرفت، گفت که حضور نیروهای خارجی در عراق، تحقیر و اهانت به منطقه است. وی گفت: «قدرتهای بزرگ نباید در امور منطقه دخالت کنند. بدون حضور نیروهای خارجی منطقه در صلح و برادری زندگی خواهد کرد.»

 

سایر کارتهای انرژی ایران

علاوه بر تهدیدات نظامی مستقیم ایران می تواند اقدامات ذیل را انجام دهد:

- کاهش یا توقف صادرات نفت خود به عنوان پیامد یک اقدام نظامی یا به عنوان سیاست رسمی برای اعتراض به آمریکا یا اقدام بین المللی گسترده تر.

- حمایت از خرابکاری علیه تاسیسات نفتی در سایر تولید کنندگان نفت خلیج فارس و رد هرگونه مسئولیت برای انجام چنین اقداماتی

- استفاده از اهرم های تجاری یا دیپلماتیک خود برای آسیب رساندن به جریان انرژی از کشورهای همسایه.

 

قطع صادرات ایران

ایران یکی از صادر کنندگان مهم است اما اقتصاد نسبتاً ضعیف آن به این معناست که هرگونه کاهش خودخواسته یا توقف کامل صادرات خود، خطرات اقتصادی و پیامدهای سیاسی داخلی را در پی خواهد داشت. ایران ممکن است امیدوار باشد که متوقف کردن صادرات خود – یعنی حذف نقش 5/2 میلیون بشکه در روز در تامین انرژی جهان – سبب بحران بین المللی نسبت به آنچه که آن می تواند از طریق دیپلماتیک بدست آورد، گردد. دیگر کشورها نیز تلاش می کنند از این تاکتیک پیروی کنند. هنگامی که صدام حسین رهبر عراق بود و در حالیکه تحریمهای سازمان ملل نیز جاری بود، وی از صادرات نفت در اعتراض به چند مورد، از جمله اقدامات اسرائیل علیه فلسطین، خودداری کرده بود. در آن موقع، سایر تولیدکنندگان کسری تامین نفت جهان را با تاثیر اندک بر قیمت نفت جهان جبران کردند. یک نمونه کلاسیک از این تاکتیک تصمیم سال 1973 اعضای اوپک برای عدم ارسال نفت به ایالات متحده در اعتراض به حمایت واشنگتن از اسرائیل در جنگ اکتبر 1973 بود. ایران، که در آن زمان تحت حاکمیت شاه قرار داشت، در این تحریم شرکت نکرد. در هرگونه اختلال برای روند صادرات نفت، افزایش تولید عربستان سعودی از نظر تئوریکی می تواند صادرات ایران را پوشش دهد.

ظرفیتهای تولید استفاده نشده عربستان سعودی به اقتصاد جهانی، در پی اختلالات ناشی از انقلاب 1979 ایران، کمک کرد. هر چند که قیمت نفت بسیار افزایش یافت. استفاده از چنین تاکتیکی می تواند برای صنعت نفت ایران که طی 30 سال گذشته از شوکهای متعدد آسیب دیده، ویرانگر باشد. تحت حکومت شاه، تولید نفت ایران به شش میلیون بشکه در روز رسید اما طی انقلاب اسلامی به شدت کاهش یافت و به یک میلیون بشکه در روز رسید. این شرایط بتدریج بهبود یافت اما طی جنگ 1980-1988 ایران و عراق، در همان 2 میلیون بشکه در روز باقی ماند.

از آن زمان به بعد تولید نفت ایران به چهار میلیون بشکه در روز رسید و ایران را دومین تولید کننده بزرگ نفت در اوپک تبدیل کرد.( ایران همچنین دومین صادر کننده بزرگ نفت درست قبل از امارات عربی متحده که از مجموعه تولیدات کمی برخوردار است اما بسیار کم، نفت را به مصرف داخلی می رساند، است.) در فوریه 2008، حسین نوذری وزیر نفت ایران گفت، استخراج نفت به 184/4 میلیون بشکه در روز، بالاترین سطح از سال 1979، رسیده است. سه ماه قبل در نوامبر 2007، نوذری گفته بود که تولیدات ما می تواند به 5/4 میلیون بشکه در روز طی دو سال آینده برسد اما 15 میلیارد دلار برای توسعه پروژه های جدید نیاز است. در ژوئن 2007، یکی از مقامات شرکت ملی نفت ایران گفت که حوزه های نفتی ایران دست کم نیازمند 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری شرکتهای بین المللی طی دهه آینده برای افزایش تولید تا سقف یک میلیون بشکه در روز و رساندن آن به 5 میلیون بشکه در روز رسید. رویترز به نقل از عبدالمحمد دلپریش مدیر تولید ایران گفت که این یک «ارزیابی محافظه کارانه» است و سرمایه گذاری داخلی تنها یک چهارم از نیازهای ایران برآورده خواهد ساخت.

با این وجود، افزایش تولید، حتمی و مسلم نیست. حوزه های نفتی ایران، همانند حوزه های نفتی در نقاط دیگر، نیازمند نگهداری و سرمایه گذاری برای حفظ مقدار تولید است. در سال 2006، کاظم وزیری هامامه، گفت ایران یک افت «طبیعی» در تولید خود به 500 هزار بشکه نفت در روز داشت که ناشی از بلوغ و یا سررسید حوزه های نفتی بوده است. آنگونه که حسین کاظم پور اردبیلی تخمین زده بود،حوزه های نفتی ایران نیازمند سرمایه گذاری سالانه به ارزش یک میلیارد دلار تنها برای حفظ سطح ظرفیت کنونی آنهاست. شرکت ملی نفت ایران همواره امکانات تولید مداوم نفت ایران را مورد توجه قرار داده است اما به بکارگیری سرمایه های داخلی وابسته بوده و کمتر از تکنولوژیهای پیشرفته موجود در سایر نقاط جهان استفاده می کند.

بهبود در تولید، افزایش مداوم مصرف داخلی را که از 1979 تقریبا به دو برابر یعنی از 600 هزار بشکه در روز به 2/1 میلیون بشکه رسیده است را تا حدی جبران خواهد کرد. پالایشگاههای ایران قادر نیستند همه محصولات نفتی مورد نیاز کشور را تامین کنند و بویژه بنزین باید وارد شود.

این آسیب پذیریها – گرچه به طور کامل از بین نخواهد رفت – هنگامی که روزآمد شدن پالایشگاههای ایران در 2012 تکمیل شوند، مرتفع خواهند شد. انتظار می رود تقاضای بنزین به سبب افزایش تولید خودروهای داخلی افزایش یابد. این خودروهای عمدتا تحت لیسانس داخلی تولید می شوند. اما این تقاضا عمدتاً به دلیل ورود اتوبوسها و کامیونهای گاز سوز، کاهش یافته است.

ایران ذخایر ارزی عظیمی دارد، که در اواخر 2007 حدود 70 میلیارد دلار برآورد می شد، که برای تامین بودجه واردات هشت ماه کافی است. بر اساس گزارش بانک مرکزی ایران، در سال مالی 2007،مجموعه صادرات ایران حدود 75 میلیارد دلار بود و واردات فقط 49 میلیارد دلار بود. بدهیهای خارجی بالغ بر 5/23 میلیارد دلار بود که این میزان به استثنای اعتبار اسنادی مفتوحی بود که هنوز ارسال نشده بودند که با احتساب آن مجموعه، به 45 میلیارد دلار می رسید. بازپرداخت تعهدات در سالهای 2007 – 2008 با 4/12 میلیارد دلار که باید پرداخت شوند بسیار زیاد است اما این مقدار در 2008 – 2009 به 8/2 میلیارد دلار و در 2009 – 2010 به 2/1 میلیارد دلار و در 2010-2011 به 7/1 میلیارد دلار و در 2011 – 2012 به 5/4 میلیارد دلار خواهد رسید.

مطالعه ای که در این خصوص طی سال 2006 در آمریکا صورت گرفت متذکر می شود که ایران از کاهش عواید نفتی آسیب می ببیند و پیش بینی می گردد که اگر این روند ادامه یابد این درآمد در سال 2015 تقریبا محو می شود. افزایش قیمت نفت جدا از آنکه هرگونه کاهش درآمدها را جبران کرده بلکه بودجه سرمایه گذاری اضافه غیرقابل پیش بینی را برای بازسازی حوزه نفتی فراهم نموده است.

معهذا هرگونه توقف در صادرات به شدت بر اقتصاد داخلی اثر گذاشته و احتمالاً اعتراض گسترده را سبب خواهد شد. بعد از سهمیه بندی بنزین در ژوئن 2007، واردات بنزین از 200 هزار بشکه در روز به 90 هزار بشکه در روز کاهش یافت. در اوایل سال 2008، دولت ایران به امید تضعیف بازار سیاه، تصمیم به فروش رسمی بنزین جدا از سهمیه بندی و با قیمت بالاتر گرفت.

اثرات اقتصاد داخلی یکی از دلایلی است که بسیاری از ناظران می گویند؛ ایران هیچ نفعی در ایجاد اختلال در جریان انرژی که از خلیج فارس می گذرد، ندارد. در واقع ایران به نحو قابل استدلالی بیش از اهداف مورد نظر از ایجاد چنین اختلالی متاثر خواهد شد، زیرا عواید مازاد ایران، گرچه در حال حاضر بالاست، اما از کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات عربی متحده کمتر است و جمعیت زیاد ایران ممکن است پاسخ منفی به این اقدام بدهند. با 65 میلیون نفر، جمعیت ایران از مجموعه همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس و عراق بیشتر است.

 

کارشنکی های مورد حمایت اما انکارپذیر ایران

واکنش نظامی احتمالی ایران به اقدام نظامی آمریکا، مقابله به مثل نامتقارن به منافع نفتی آمریکا است – که شامل متحدان آمریکا در منطقه نیز خواهد بود. هم القاعده و هم دزدی دریایی مرتبط با القاعده تهدید مستقیمی در منطقه خلیج فارس و مسیرهای دریایی نزدیک آن است. تنها گزارش از حمله القاعده مربوط به نفتکش «لیمبورگ» فرانسه در اکتبر 2002 بود که در سواحل یمن و خارج از تنگه هرمز مورد هدف قرار گرفت. در این حمله یک قایق تندرو مملو از مواد منفجره مورد استفاده قرار گرفت. یکی از خدمه های لیمبورگ کشته شد و 90 هزار بشکه نفت به دریا ریخت. در آوریل 2008، یک کشتی نفتکش ژاپنی در راه ورود به بندر ینبوع عربستان سعودی بوسیله شلیک راکت که توسط یکی از پنج قایق تندروی نامشخص، که حدود یک ساعت آن را از سواحل سومالی تعقیب می کردند، هدف قرار گرفت.

در درون خلیج فارس، در فوریه 2006، تروریستهای القاعده به تاسیسات فرآوری بقیق در عربستان سعودی حمله کردند و گرچه آسیب کمی به آن رساندند اما آسیب پذیری این کارخانه را برملا ساختند. در اکتبر 2006 گزارش تهدیدآمیزی برای حمله ساحلی علیه ترمینالهای نفتی اصلی عربستان سعودی یعنی راس التنوره منتشر شد. در پی حادثه بقیق دولت عربستان سعودی تلاش مضاعفی را برای بهبود امنیت تاسیسات نفتی خود انجام داد. مقامات شرکت نفت متذکر شدند که این حادثه آسیب پذیری تاسیسات عربستان در برابر خرابکاری را برملا ساخت. بقیق و اکثر شرکتهای نفتی این کشور پادشاهی، در استان شرقی عربستان سعودی، جایی که اقلیت شیعه یعنی همکیشان ایران قرار دارند، واقع است.

در جولای 2007، عربستان سعودی شکل گیری و ایجاد یک نیروی امنیتی برای حفاظت از تاسیسات نفتی عربستان را که تحت کنترل وزارت کشور قرار دارد، اعلام نمود و به نظر می رسد که جایگزین گارد ملی عربستان سعودی گردند.

نیروی امنیتی تاسیسات نفتی عربستان، که در مجموع 35 هزار نفر را شامل می شود، زیرنظر یک سازمان بزرگ وزارت دفاع آمریکا به نام لاکهید مارتین که قبلا به حفظ زرادخانه های هسته ای جمهوریهای سابق شوروی کمک کرده بود، آموزش می بینند. تاسیسات نفتی عربستان سعودی، که به تنهایی 10 درصد از نفت روزانه جهان را تامین می کند هدفی وسوسه انگیز است.

گرچه چنین سناریویی به نظر می رسد مبالغه آمیز باشد اما آسیب پذیری شبکه نفتی به اندازه کافی واقعی است. محمد علی عزیز جعفری، فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، با مطالعه نقاط ضعف و قوت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق گفت: «جنگ نامتقارن، استراتژی ما برای مقابله با امکانات قابل ملاحظه دشمن است.» وی همچنن با حمایت از توانایی موشکی ایران افزود: «امکانات موشک بالستیک و دفاعی ما یکی از امتیازات کنونی ماست و هدف ما کسب تفوق و برتری است.»

 

خط مقدم انرژی: روابط دو جانبه با ایران

ایران به تلاش های خود برای توسعه روابط دو جانبه با کشورها و شرکتهای نفتی در مقابله با تلاشهای آمریکا و سایر کشورهایی که خواستار منزوی کردن ایران و فشار بر آن جهت تغییر سیاستهای هسته ای و سایر سیاستهایش هستند، افزوده است. فشار بین المللی می تواند به بهترین وجه مورد توجه قرار گیرد و آثار روشن این تاثیرات را نشان دهد. برای مثال در ماه می 2008، شرکتهای نفت و گاز اروپایی یعنی شرکت شل و رپسون اعلام کردند که به دلیل فشار آمریکا آماده امضای قراردادی با ایران به منظور اکتشاف ذخایر عظیم گاز ساحلی ایران نیستند.

مهمترین جنبه روابط دوجانبه ایران در ارتباط با گاز است. ایران با ذخایر عظیم گاز خود بعد از فدراسیون روسیه، برای چند دهه صادر کننده گاز بوده است. حتی قبل از انقلاب 1979، ایران به جمهوریهای جنوب شوروی سابق یعنی آذربایجان و ارمنستان گاز صادر می کرد و طرحهایی برای صادرات بیشتر را در نظر داشت. با این وجود، ایران یک صادر کننده معتبر نیست. در ژانویه 2008، ایران صادارت گاز به ترکیه را به علت افزایش سرما در ایران و افزایش تقاضای داخلی به مدت سه هفته قطع کرد. حتی زمانی که ایران صادرات خود را از سرگرفت، ارسال گاز کمتر از حد نرمال بود یعنی 5/1 تا 2 میلیون متر مکعب به جای 29 میلیون متر مکعب در هر روز. این مشکل صادرات با توقف ارسال گاز ترکمنستان به ایران به همان دلایل و افزایش تقاضای داخلی همزمان شد.

برای مقابله با این بحران، ترکیه مجبور شد که صادرات گاز خود به همسایه جنوبی یعنی یونان را متوقف و واردات خود را از روسیه افزایش دهد. در ژانویه 2007، ایران مشابه همین توقف صادرات گاز را انجام داد اما این توقف برای پنج روز ادامه یافت. در طولانی مدت ایران باید تغییراتی را در لوله های گاز کنونی با ترکیه ایجاد نماید یا اینکه خط دوم را احداث کند. ایجاد چنین خط لوله ای گاز شهرهای مسیر این لوله را تامین خواهد کرد.

از نظر جغرافیایی، ایران نزدیکترین مشتری ترکمنستان است اما ترکمنستان بر این باور نیست که قمیت خوبی دریافت می کند و هنوز خواستار یافتن فرصتهای صادرات به سایر جمهوریهای شوروی سابق است. رسانه های ایران اعلام کردند که ترکمنستان خواستار دو برابر شدن قیمت گازی است که به ایران صادر می کند، یعنی به میزان 140 دلار برای هر هزار متر مکعب. یک شرکت روسی تقریبا با پرداخت 130 تا 150 دلار برای هر هزار متر مکعب گاز ترکمنستان موافقت کرده است.

کلید بلندپروازی گازی ایران، حوزه عظیم گاز ساحلی پارس جنوبی در خلیج فارس است که ایران مایل است هر سال بیش از 150 میلیادر متر مکعب از این گاز را به اروپا صادر کند. در جولای 2007، ایران و ترکیه قراردادی را در خصوص همکاری انرژی امضا کردند و توافق نمودند بخشی از این حوزه را توسعه دهند. اما این عامل مشروط به تکمیل مطالعه امکانات توسط ترکیه بود.

این معامله بخشی از یک توافق بزرگتر است که شامل انتقال گاز طبیعی ایران به اروپا از طریق ترکیه، همچنین انتقال گاز از ترکمنستان به ترکیه از طریق ایران می شود. طرف اروپایی این پروژه تحت عنوان خط لوله نابوکو خوانده می شود و شامل شرکت اتریشی «او.ام.وی» می گردد.

این توافقنامه که ارزش آن 32 میلیارد دلار می باشد، در اتریش مورد انتقاد واقع شد. دولت اتریش که 5/31 درصد از شرکت او.ام.وی را در اختیار دارد اعلام کرد که نمی تواند در این قضیه دخالت کند زیرا او.ام. وی یک شرکت خصوصی است.

در مارس 2008، ایران و سوئیس قراردادی را برای صادرات گاز ایران، که از طریق خط لوله نابوکو به اروپا می رسد، امضا کردند. این توافقنامه در تهران توسط «میشیلین کالمی ری»، وزیر امور خارجه اتریش که گفت این معامله در پیروی کامل از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل می باشد، امضا شد.

جدا از صادرات گاز به اروپا از طریق خط لوله، سه طرح مختلف دیگر نیز برای صادرات گاز مایع ایران که از حوزه پارس جنوبی تولید می شود، وجود دارد. با این وجود، در اجرای آن تاخیر صورت گرفته است زیرا شرکتهای نفتی به دلیل تنش های بین المللی بر سر برنامه هسته ای ایران از سرمایه گذاری خودداری کرده اند. رویال داچ شل، توتال و رپسول مایل به انجام یک یا دو پروژه در ایران هستند.

در نوامبر 2007 ایران ادعا کرد که با یک شرکت چینی و چهار شرکت اروپایی در خصوص سه پروژه ای که تحت عنوان گاز مایع ایران نامیده می شوند، مذاکره کرده است. شرکت او.ام.وی اتریش یک توافق پارلمانی را برای سرمایه گذاری در گاز مایع ایران امضا نمود. اما این توافق تا نوامبر 2007 نهایی نشد. مقامات ایرانی اعلام کرده اند که احداث یک کارخانه با ظرفیت 10 میلیون تن در سال تا سال 2010 تکمیل خواهد شد؛ این زمانبندی غیر واقعی است حتی اگر از سال 2008 آغاز شود.

در آوریل 2008، نوذری وزیر نفت ایران به رویال داچ شل، توتال و رپسول هشدار داد که ژوئن 2008 ضرب الاجل شما برای امضای قرارداد گاز طبیعی است و این ضرب الاجل تمدید نخواهد شد. این شرکتها به علت افزایش شدید هزینه ها، سرمایه گذاری خود را به تاخیر انداخته بودند. در کنفرانس انرژی که در تهران برگزار شده بود وزیر نفت ایران به خبرنگاران گفت که این کار به جای شرکتهای خارجی به پیمانکاران داخلی واگذار خواهد شد، در حالیکه حسین نقره کار شیرازی معاون وزیر نفت گفته بود که این کار می تواند به شرکت های سوئیسی یا اتریشی واگذار گردد.

هرچند که تهدیدهای ناشی از تحریم های آمریکا بر هزینه های مالی اثر داشته است، اما وزیر نفت ایران گفت: «تهدیدها و تحریمها قدیمی، ناکارا و ضعیف برای صنعت نفت ایران هستند. شعارهای متکبرانه جهانی جایی در صنعت نفت ایران ندارد و صنعت نفت ایران هیچ نگرانی در خصوص برخورد با اهداف توسعه ای و مدیریتی ندارد.»

کشورهای غیر غربی دغدغه و نگرانی سیاسی و مالی بسیار کمتری برای معامله با ایران دارند. در فوریه 2008، شرکت بزرگ انرژی گازپروم روسیه توافق کرد که در پروژه های انرژی ایران و از جمله بخشی از حوزه پارس جنوبی و حوزه نفتی ناشناخته دیگری مشارکت کند. در همان ماه، شرکت نفت ملی ساحلی چین خاطر نشان کرد که قرار است قرار داد 16 میلیارد دلاری برای تامین حوزه گازی پارس شمالی امضا کند. گاز این منطقه قرار است به صورت گاز مایع طبیعی صادر شود. در دسامبر 2007، گروه سینوپک چین قراردادی را برای توسعه حوزه نفتی یادآوران امضا کرد. شرکت نفت ملی ساحلی چین در بورس اوراق بهادار نیویورک قراردارد. بنابراین این معامله مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت که آیا قانون تحریم های آمریکا را نقض کرده است یا خیر؟

تهران همچنین به دنبال معامله گازی با همسایگان خود در خلیج فارس است. بر اساس گزارش ایران، طرح صادرات گاز ایران به امارات عربی متحده که برای برطرف کردن نیازهای داخلی و صنایع محلی و نیروگاههای برقی خود به آن نیاز دارد، به دلیل اختلاف بر سر قیمت گاز به تعویق افتاده است. این گاز از حوزه گازی سلمان که با هزینه های معادل یک میلیارد دلار ایجاد شده است تامین خواهد شد.

با این وجود، امارات عربی متحده گفته است که ایران در تکمیل تاسیسات صادرات گاز مورد نیاز تاخیر کرده است. نوذری وزیر نفت ایران در آوریل 2008 گفت که اگر به توافقی بر روی بحث گاز نرسیم ایران در تهدید خود برای استفاده از این گاز جهت مصارف داخلی جدی است. اما فقدان خط لوله گاز از این حوزه به ایران این تهدید را تضعیف می کند.

ایران همچنین مذاکراتی را برای ارسال گاز به بحرین داشته است. عبدالحسین میرزا، وزیر نفت و گاز بحرین در فوریه 2008 گفت که تا پایان امسال یک کمیته مشترک این قرارداد را امضا خواهند کرد. طی دیدار احمدی نژاد از این کشور، در نوامبر 2007، یادداشت تفاهمی برای تامین یک میلیون متر مکعب در هر روز امضا شد. ایران اعلام کرد که حوزه گاز خلیج فارس را به عنوان منبع تامین گاز بحرین تخصیص داده است. همسایگان بحرین که عضو شورای همکار خلیج فارس هستند، یعنی عربستان سعودی و قطر، تامین کنندگان منطقی برای تامین گاز برای این جزیره (بحرین) هستند. یک توافقنامه پارلمانی در سال 2001 برای تامین 500 میلیون متر مکعب گاز روزانه بین قطر و بحرین به امضا رسید اما هرگز اجرایی نشد.

کویت و عمان به طور بالقوه به تامین گاز از ایران تمایل دارند زیرا توسعه سریع نیروگاههای برقی منجر به کاهش منابع گاز داخلی شده است. خط لوله دلفین – که برای کمک به قطر جهت تامین گاز ابوظبی و دبی احداث شده است – بدیهی ترین راه تسهیم گاز میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است.

در آوریل 2008، ایران و عمان معامله ای را برای توسعه مشترک حوزه گازی کیش در خلیج فارس که شرکت نفت عمان 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری خواهد کرد را امضا کردند. پیش از این، دو کشور در خصوص توسعه حوزه هنگام، که عمان آن را بوخا غربی می نامد و در تنگه هرمز قرار دارد، گفتگو کرده بودند. در ژوئن 2007، ایران قراردادی را برای صادرات گاز به عمان امضا کرد که می تواند در داخل کشور مورد استفاده قرار گیرد یا اینکه می تواند به شکل گاز مایع طبیعی توسط عمان صادر شود.

یکی از مهمترین طرح های بلندپروازانه، خط لوله گاز ایران – پاکستان – هند به ارزش 4/7 میلیارد دلار است. با این وجود در فوریه 2008، این اقدام به یک رشته اختلافات میان اسلام آباد و دهلی نو تبدیل شد. هند در سپتامبر 2007 به دلیل ناکامی در توافق با پاکستان بر روی تعرفه انتقال گاز از مرزهایش از مذاکرات کنار کشید. ظرفیت این خط لوله طراحی شده 60 میلیون متر مکعب در هر روز است. ایران پیشنهاد داد که چین می تواند جایگزین هند در این پروژه شود. اخیراً، برخی گزارشها حاکی از آن بودند که هند و پاکستان از تقاضای ایران که گفت فرمول قیمت گاز باید هر سه سال عوض شود، در حالی که قبلاً روی هر هفت سال صحبت شده بود، ناراحت شدند.

این پروژه دوباره به سبب دیدار رییس جمهور احمدی نژاد از پاکستان و هند در اواخر آوریل 2008 تقویب شد.

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 1:4 |
سرويس  مجلس  -  15 مرداد 1387 ساعت 16:43

رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی اقتصاد، راه و كشور              

با رای نمایندگان مجلس، حمید بهبهانی به عنوان وزیر راه و ترابری، سیدشمس الدین حسینی به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی و علی کردان به عنوان وزیر کشور انتخاب شدند.

به گزارش خبرنگار خانه ملت، نمایندگان مجلس در جلسه علنی نوبت بعد از ظهر روز سه شنبه و در ادامه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی رئیس جمهور با 181 رای موافق، 51 رای مخالف و 37 رای ممتنع حمید بهبهانی را به عنوان وزیر راه و ترابری برگزیدند.

براساس این گزارش، نمایندگان مجلس با 217 رای موافق، 29 رای مخالف و 23 رای ممتنع سید شمس الدین حسینی را به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی انتخاب کردند.

همچنین با 169 رای موافق، 64 رای مخالف و 36 رای ممتنع علی کردان برای تصدی وزارت کشور انتخاب شد.

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 0:46 |
 

سه شنبه 15 مرداد 1387 - 10:30 
با حضور در مجلس شوراي اسلامي صورت گرفت
دفاع رييس جمهور از وزراي پيشنهادي



رئيس‌جمهور با حضور در مجلس شوراي اسلامي به معرفي و دفاع ازآقايان حميد بهبهاني ، سيد شمس الدين حسيني و علي كردان گزينه هاي پيشنهادي براي وزارتخانه هاي راه و ترابري، اقتصاد و دارايي و كشور پرداخت .
دكتراحمدي نژاد پس از تبريك ميلاد امام حسين (ع) و اعياد شعبانيه در معرفي وزير پيشنهادي براي وزارتخانه اقتصاد و دارايي گفت: امروز دولت با كمك مجلس شوراي اسلامي خود را براي اجراي طرح تحول ساختاري در اقتصاد كشور آماده مي كند.
وي ادامه داد: ‌اجراي اين طرح بزرگ نيازمند انسجام در گروه اقتصادي دولت است و به همين دليل از حسيني كه از متخصصين جوان، فعال و دلسوز است براي پذيرش اين مسئوليت دعوت كرديم و شما نيز با سابقه او آشنا هستيد.
دكتراحمدي نژاد با بيان اينكه حسيني در طول دوره همين دولت نيز بسيار بانشاط و با نگاه عميق علمي فعال بوده‌،خاطر نشان كرد: ايشان هر جايي كه مسئوليت داشت با دقت انجام وظيفه كرده است و اميدواريم با حضور وي ،كار تحول اقتصادي و مسايل جاري اقتصاد كشور جدي‌تر پيگيري شود.
وي تاكيد كرد: با حضور حسيني در دولت يك نيرو و مدير جديد به جامعه مديران كشور معرفي مي‌شود .
رييس جمهور در ادامه با اشاره به سوابق علمي و مديريتي دكتر بهبهاني اظهار داشت : در وزارت راه همه نيروها دلسوز انقلاب هستند و اين وزارتخانه نيازمند حاكميت نگاه علمي در عرصه حمل و نقل است به همين دليل از آقاي بهبهاني كه متخصص اين رشته است براي قبول اين مسئوليت دعوت كرديم.
دكتر احمدي نژاد خاطر نشان كرد :‌ بهبهباني از كساني است كه در كسوت استادي دانشگاه همواره در خدمت انقلاب و جهت‌گيري‌هاي انقلاب اسلامي بوده است و ايشان را از سال‌هاي 56-57 كه در دانشگاه در خدمت‌شان بوديم ،مي‌شناسم.
رئيس‌جمهور گفت: بهبهاني جزء معدود اساتيدي است كه همواره پاي دفاع از آرمان هاي انقلاب ايستاده و  حامي دانشجويان متعهد و  انقلابي به شمار مي روند ضمن اينكه زندگي معلمي ساده و پاكي دارند.
دكتراحمدي نژاد ادامه داد: آقاي بهبهاني 3 سال معاون وزير راه بود و قبلا هم با فعاليت هاي مختلفي كه داشتند با اين حوزه كاري آشنايي كامل دارد و اميدوارم با حضور ايشان شاهد حاكميت نگاه علمي در همه فعاليت هاي وزارت راه باشيم. ايشان تلاش خواهدكرد بستر را براي استفاده از ظرفيت متخصصين جوان و سطح بالاي حمل و نقل هموار كند .
وي با قدداني از زحمات تمام افرادي كه در طول دولت‌هاي گوناگون در اين وزارتخانه خدمت كرده ا ند ، گفت: همه شما با مشكلات حوزه راه و ترابري آشنا هستيد و مي دانيد كه امروز از اصلاح و تكميل دورافتاده ترين جاده هاي كشور تا ارتباطات ترانزيتي نيازمند تغيير نگاه هستيم.
رئيس جمهور همچنين با تشكر از زحمات سرپرست وزارت كشور به معرفي آقاي كردان  به عنوان وزير پيشنهادي كشور پرداخت و خطاب به نمايندگان مجلس گفت: كردان از قبل از انقلاب در خط انقلاب و از اول انقلاب نيز به دنبال اهداف انقلاب بود و در مسوليت‌هاي مختلف خدمت كرده است.ايشان زندگي‌ساده اي دارد و اهل تعامل است و ارزش‌ همكاري و اقدامات هماهنگ را به خوبي مي شناسد، ضمن اينكه دلسوزي و قدرت‌ هماهنگ‌كنندگي وي به خوبي شناخته شده است؛ اميدوارم با حضور كردان هماهنگي بيشتري را براي پيشبرد بهتر اهداف انقلاب اسلامي شاهد باشيم.
دكتر احمدي نژاد در ادامه سخنان خود دقت، وسواس و بررسي همه جانبه را ضرورت كار نمايند گي دانست و از نمايندگان مجلس خواست با راي قاطع خود به وزراي پيشنهادي، از دولت حمايت كنند

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 0:29 |
بازدید نمایشگاه فناوری و نوآوریهای برگزیده در حسینیه امام خمینی (ره) (۱۳۸۷/۰۵/۱۵ - ۱۵:۱۸)

حضرت آیت ­الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز به مدت 3 ساعت از جدیدترین دستاوردهای علمی و فناوری دانشمندان و متخصصان کشورمان در بخشهای مختلف بازدید کردند.

در نمایشگاه فناوری و نوآوریهای برگزیده در حسینیه امام خمینی (ره)، پنجاه و یک طرح دانشمندان و متخصصان کشورمان در بخشهای نانوفناوری، زیست فناوری، میکروالکترونیک، ارتباطات و فناوری اطلاعات، انرژی های نو، سلولهای بنیادی، هوا – فضا، گیاهان دارویی و طب ایرانی، علوم و فنون هسته ای، و مابین رشته ای ارائه شده بود.

برخی از این طرحها و نوآوریها برای نخستین بار در کشور انجام شده و دانش برخی از این فناوریها در جهان محدود به یک یا چند کشور خاص است.

ساخت پوست مصنوعی با استفاده از بسترهای نانو، طرح ساخت کبد مصنوعی، مهندسی بافت به روش تک مرحله ای، تولید داروهای ضدسرطان با استفاده از فناوری نانو، طرح تولید میکروسکوپ تونلی روبشی، و طراحی و ساخت دستگاه نانوفیلتراسیون برای تصفیه آب، طرحها و نوآوریهای ارائه شده در بخش نانوفناوری بود.

در بخش سلولهای بنیادی، تولید سلولهای بنیادی پرتوانِ القایی از جمله طرحهای برجسته بود که پایه ای برای سلول درمانی است. ایران پنجمین کشور دنیا است که به این دانش دست پیدا می کند.

همچنین ساخت دستگاه همودیالیز نسل چهارم از جمله نوآوریها در بخش سلولهای بنیادی بود. تولید فرآورده های بیولوژیک مورد نیاز بیماران خاص با استفاده از حیوانات تراریخت از دیگر طرحها در بخش سلولهای بنیادی بود.

تولید فاکتورهفت نوترکیب که به عنوان یک فرآورده ارزشمند برای درمان بیماران هموفیلی کاربرد دارد. ساخت داروی نوترکیب اینترفرون بتا بی یک – بی که اولین داروی مشابه بتافرون در جهان است و طراحی و ساخت میلی بیوراکتور با پایش مستقیم به منظور کشت بافت و تولید آنزیم میکروارگانیسها و دارو، از جمله طرحها با فناوری بالا در بخش زیست فناوری بود.

در بخش میکروالکترونیک طرحها و نوآوریهای متنوعی ارائه شد که از جمله آنها طراحی و ساخت رباتِ دستیار جراح بود. تولید داروی جدید برای بیماران MS، تولید سیم کارت چند منظوره نسل جدید تلفن همراه با قابلیت استفاده در کارتهای هوشمند مختلف، طراحی و ساخت مدولاتور با کاربرد در فرستنده های پخش دیجیتال تلویزیونی، دستگاه جراحی الکتریکی فرکانس بالا، زیردریایی بدون سرنشین هدایت از راه دور به منظور شناسایی، تصویربرداری، اعمال مکانیکی و نمونه برداری در اعماق آب، اسکنر سه بعدی و تراش سه محور، دارای کاربرد در صنعت قطعه سازی، و طراحی و ساخت ups onlin صنعتی از دیگر طرحهای به نمایش گذاشته شده در بخش میکرو الکترونیک بود.

احداث اولین نیروگاه بادی بینالود، طراحی و ساخت سامانه تولید بخارِ دما بالا از انرژی خورشید از جمله طرحهای بخش انرژی های نو بود. در بخش هوا – فضا، طراحی و ساخت ماهواره مصباح برجسته ترین طرح بود. ماهواره مصباحِ یک هم اکنون آماده پرتاب است و ماهواره مصباحِ دو در آینده پرتاب خواهد شد. این ماهواره مأموریت انتقال داده بین ایستگاه زمینی به صورت ذخیره و ارسال را دارد.

در بخش علوم و فنون هسته ای، تهیه و تولید رادیو داروها و رادیو ایزوتوپ های مورد استفاده در درمان و تشخیص بیماریها، به نمایش گذاشته شده بود.

طرح بومی سازی و تولید فناوری ساخت تله متریِ خودکارِ هشدار سیل و خشکسالی، طرح دیسپاچینگ ملی آب کشور، گیربکس دستی اتوماتیک شده، و تولید کربن فعال بهداشتی عیار بالا با کاربرد در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و تصفیه آب و فاضلاب، در بخش عمومی نمایشگاه فناوری نوآوریهای برگزیده ارائه شده بود.

در بخش گیاهان دارویی و طب ایرانی نیز دو طرح عمده وجود داشت. یکی از این طرحها، طرح ازدیاد درون شیشه ای گیاه دارویی صبرزرد بود که ژل حاصل از برگ های آن به عنوان ماده اولیه در ساخت دارو کاربرد دارد.

تولید امولسیفایر گیاهی با کاربرد ارتقای کیفیت ماندگاری نان و ایجاد زمینه مناسب برای ترکیب آب و چربی در برخی مواد غذایی، طرح دیگری بود که در این بخش ارائه شده بود.

حضرت آیت­ الله خامنه ای در پایان بازدید از این نمایشگاه بر لزوم آسان سازی روند اداری بررسی طرحها و نوآوریهای علمی تاکید کردند و افزودند : با توجه به استعدادهای فراوان در کشور ، معاونت علمی ریاست جمهوری باید بگونه ای برنامه ریزی کند که با آسان سازی روند اداری بررسی طرحها ،نحوه ی دریافت مساعدتها با سرعت انجام شود.

ایشان همچنین بر لزوم اطلاع رسانی مناسب در خصوص نوآوریها در عرصه علمی و فناوری و جلوگیری از موازی کاری در این عرصه تاکید کردند.

نمایشگاه فناوری و نوآوریهای برگزیده که تنها بخشی از توانمندیهای علمی و فناوری دانشمندان ایرانی بود به همت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری برگزار شد.

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در سه شنبه 15 مرداد1387 و ساعت 23:58 |

آن سوي شنيده ها ! (يادداشت روز)

«شنيده شده كه آقا در جلسه سران قوا با ايشان فرموده اند بهتر است مجلس هشتم براي نشان دادن تعامل سازنده خود با دولت به هر سه وزير پيشنهادي رأي بالايي بدهد»! «گفته مي شود كه آقا با معرفي فلاني به عنوان وزير موافق نيستند»! «يك خبر موثق حاكي از آن است كه فلاني و فلاني با رئيس جمهور شرط كرده اند كه فقط در صورت توافق آقا حاضرند به عنوان وزير معرفي شوند»! «آقاي احمدي نژاد با معرفي فلاني و بهماني براي وزارت موافق نبوده ولي از آنجا كه مي دانسته مجلس به افراد مورد نظر وي رأي نمي دهد به ناچار فلاني و فلاني و فلاني را معرفي كرده است»! «از آنجا كه افراد معرفي شده گزينه واقعي و مطلوب احمدي نژاد نيستند، در صورت كسب رأي اعتماد و آغاز به كار با رئيس جمهور اختلاف نظر پيدا مي كنند و بار ديگر شاهد تغيير وزرا خواهيم بود»! «آقاي فلاني با دو گوش خود شنيده است كه فلاني بعد از اشاره آقا و با اعلام نظر مثبت ايشان حاضر به پذيرش پست وزارت شده است»! و....
اين جملات طي چند روز گذشته و در فاصله ميان معرفي سه وزير جديد تا امروز كه هنگام رأي اعتماد- يا عدم اعتماد- مجلس به وزراي معرفي شده است، به صورت درگوشي، ارسال پيامك، پچ پچ در محافل چندنفره و.... ميان اين و آن رد و بدل مي شد و تمامي اين «گزاره»ها با پيشوندهايي نظير «البته پيش خودمان بماند»! «مصلحت نيست به كسي گفته شود»! «نگو كه من گفته ام»! و... همراه بود... چند ساعت بعد، دوباره پيامك ها روي تلفن هاي همراه مي نشست و به اين سوي و آن سوي مخابره مي شد كه «بعله... فلان خبر جعلي بود»، «آن خبر را گروه فلان ساخته بود»، «اين خبر را مخالفان فلان وزير پيشنهادي جعل كرده بودند» و آن يكي را....!
اصل يكصدوسي وسوم قانون اساسي تأكيد مي كند «وزرا توسط رئيس جمهور تعيين و براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس معرفي مي شوند». مطابق اين اصل، انتخاب وزرا، فرايندي دو مرحله اي دارد و اگرچه سهم رئيس جمهور در اين انتخاب پررنگ تر و موثرتر است ولي از آنجا كه وزارت جايگاهي برجسته و تعيين كننده در اداره امور اجرايي كشور دارد، قانونگذار در انتخاب وزيران نظر نمايندگان مردم را نيز دخالت داده است. از اين روي، وزيران برآيند دو انتخاب جداگانه مردم هستند، انتخاب رئيس جمهور و انتخاب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي.
قول و نظر رهبر معظم انقلاب اگرچه از هر دو زاويه قانون و شرع، لازم الاجراست و هرجا كمترين تمايلي به انجام كاري نشان بدهند، از ايشان به يك «اشاره» و از ملت «به سر دويدن است» ولي آن بزرگوار بيش و پيش از همه بر رعايت قانون و اجراي دقيق و بي ملاحظه آن تاكيد داشته و دارند و موارد فراواني را مي توان آدرس داد كه حضرتش علي رغم ميل باطني خود و با وجود اقتدار قانوني و شرعي خويش، اجراي امور از مجاري تعريف شده در قانون را بر اعمال نظر مبارك خويش ترجيح داده اند و حال آن كه روند بعدي امور در تمامي موارد ياد شده - تاكيد مي شود كه در تمامي موارد و بدون استثناء- نشان داده است كه حق با ايشان بوده ولي آن بزرگوار، هرجا كه پاي خسارتي جبران ناپذير و يا از دست دادن منافع كلان در ميان نبوده است، از بيان نظر خويش خودداري ورزيده اند و...
اكنون با توجه به روال قانوني كه تاكنون در معرفي وزيران و رأي اعتماد نمايندگان به آنها جاري و ساري بوده است و منش شناخته شده و غيرقابل ترديدي كه از چگونگي مواجهه رهبر معظم انقلاب در دست است، بايد گفت؛
الف: ساخت و پرداخت و انتشار شايعاتي كه به چند نمونه از آنها اشاره شد، اگرچه از جانب شايعه پراكنان دور از انتظار نبوده و نيست ولي نگاه همراه با قبول و يا ترديد نزديك به پذيرش اين شايعات از جانب برخي دست اندركاران امور و شماري- هرچند اندك- از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي چگونه قابل توجيه است؟
ب: در حالي كه همه مي دانند رهبر معظم انقلاب به هنگام رأي دادن در انتخابات مجلس، رياست جمهوري و... حتي اجازه نمي دهند نزديكترين افراد به ايشان از نام نامزد يا نامزدهايي كه برگزيده اند باخبر شوند، چگونه كساني مي توانند تصور كنند كه آن بزرگوار، مثلا درباره فلان گزينه رئيس جمهور فلان نظر موافق يا مخالف را داده اند؟
ج: متاسفانه شماري از شواهد و قرائن موجود حكايت از آن دارند كه برخي از شايعات ياد شده را افرادي ساخته و پرداخته و نهايتاً منتشر كرده اند كه در انتخاب فلان نامزد معرفي شده به وزارت و يا رأي عدم اعتماد مجلس به وي، منافع گروهي و حزبي خاصي داشته اند، اشخاصي كه شنيدن نام آنها قبل از آن كه ملامت برانگيز باشد، حيرت آور است! و بگذريم...
د: ترديد برخي از نمايندگان محترم مجلس و تلاش احتمالي آنان براي همراه كردن نظر خود با آنچه در فلان شايعه شنيده بودند، اگرچه با توجه به روش و منش شناخته شده آقا، قابل توجيه نيست ولي نبايد از اين نكته غافل بود كه تعهد و پاي بندي آنان به منويات رهبر معظم انقلاب نيز در تأمل و درنگ آنان درباره صحت و سقم اين شايعات بي تاثير نبوده است و بيم آن داشته اند كه مبادا مخالف نظر آن بزرگوار اقدامي كرده باشند.
هـ: و بالاخره؛ بديهي است كه رئيس جمهور منتخب مردم - مخصوصاً شخصيتي مانند آقاي احمدي نژاد- مصالح كشور و منافع ملي را فداي خواسته هاي شخصي خود و اطرافيان خويش نمي كند و در سوي ديگر، نمايندگان منتخب مردم كه برخاسته از رأي توأم با اعتماد ملت هستند نيز مصالح نظام، انقلاب و مردم را بر منافع شخصي و حزبي خود ترجيح مي دهند، اما اين احتمال كه هم رئيس جمهور و هم نمايندگان در برداشت اول خود دچار خطا شده باشند وجود دارد. بنابراين چاره كار همانگونه كه در قانون پيش بيني شده است، بررسي دقيق درباره وزيران معرفي شده- چه از جانب رئيس جمهور در گزينش آنها و چه از جانب نمايندگان در اطمينان نسبت به تعهد و كارآمدي آنان- است.
حسين شريعتمداري

 

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در سه شنبه 15 مرداد1387 و ساعت 7:37 |

                   

  هم اندیشی: مهمترين تحولات عرصه سياست خارجي در هفته اخير مطرح شدن موضوع از سرگيري مذاکرات هسته اي ايران با سولانا و حضور نماينده امريکا در آن و رايزني هاي وزير خارجه کشورمان با مقام هاي عاليرتبه عمان،سوريه و ترکيه بود.

به گزارش هم اندیشی به نقل از ایرنا،اظهارت مهم "غلامحسين الهام " سخنگوي دولت در رابطه با مذاکرات هسته اي ايران و سولانا پيام تبريک "پرويز داودي" معاون اول رئيس جمهوري به "رامون کاريزالس " معاون اجرايي رييس جمهوري ونزوئلا به مناسبت روز ملي اين کشور، مهم ترين رويدادهاي عرصه سياسي کشور در اين روز بود.
-غلامحسين الهام روز شنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران داخلي و خارجي با اشاره به مذاکرات 29 تير ايران با 1+5 گفت: جمهوري اسلامي ايران هيچ پيش شرطي را در اين مذاکرات قبول نکرده است و اگر بناست پيش شرطي وجود داشته باشد، ايران تعيين‌کننده آن خواهد بود.
سخنگوي دولت افزود: مذاکرات و گفت و گوي ‎ 29تيرماه براي پيشبرد مذاکرات انجام خواهد شد و اصل اين مذاکرات بر مبناي مشترکات بسته‌هاي پيشنهادي است.
الهام در پاسخ به سوال يکي از خبرنگاران درباره موضع سران هشت کشور صنعتي و تکرار درخواست‌هاي قبلي، گفت: موضع ايران، موضع روشني است و تغييري نکرده، ما با شرايط عادلانه آماده مذاکره هستيم.
سخنگوي دولت با تاکيد بر اين که جمهوري اسلامي ايران تحميل را نمي‌پذيرد، اظهار داشت: فکر مي‌کنيم گام‌هايي در جهت حرکت عقلايي از طرف مقابل برداشته شده است.
الهام با اشاره به برگزاري مانور موشکي ايران گفت: توان بازدارندگي و دفاعي ايران در خدمت صلح و ثبات در منطقه است و جلوي هر نوع تصور تعرض، تجاوز و سلب امنيت را از هر کسي مي‌گيرد.
يکشنبه23/4/87
اظهارات مهم "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي ايران در رابطه با مذاکره با آمريکا ديدار "الکسي ميلر " رييس هيأت مديره شرکت روسي "گازپروم" با احمدي‌نژاد ، ديدار "روبروتو توسکانو" سفير ايتاليا در تهران با " علي لاريجاني" رئيس مجلس شوراي اسلامي، رويدادهاي مهم دومين روز کاري مردان عرصه سياست ايران بود.
احمدي نژاد روز يکشنبه پس از نشست هيات دولت با خبرنگاران گفت و گو کرد. وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه برخي گمانه زني هاي جديد در منطقه نشان از تمايل دو طرف (آمريکا و جمهوري اسلامي ايران )براي مذاکره دارد، گفت: من همانطور که قبلا نيز اعلام کرده ام ما هيچ نيازي به واسطه براي مذاکره و گفت و گو با ديگران نداريم . من قبلا هم گفته ام حاضرم با آقاي بوش بصورت مستقيم گفت و گو کنم .
احمدي نژاد درباره ارتباط ميان ملت ايران و آمريکا اظهار داشت: نگراني از ارتباط گسترده مردم خود با ساير ملتها نداريم و از هر گونه ارتباط ميان هنرمندان، ورزشکاران، تجار و صنعتگران دو کشور در زمينه هاي مختلف استقبال مي کنيم.
وي در ادامه در پاسخ به سوالي درباره احتمال مذاکره ايران و آمريکا بر سر موضوع هسته اي گفت: آمريکا نبايد براي وارد شدن به مذاکره شرط بگذارد و اگر کسي بخواهد شرطي تعيين کند اين ما هستيم.
رييس جمهوري با بيان اينکه از کسي براي مذاکره دعوت نمي کنيم و به کسي هم "نه" نمي گوييم، افزود: اگر آمريکا به مذاکره نيايد ملت ما ضرر نمي کند.
دوشنبه24/4/87
پيام تبريک احمدي نژاد رييس جمهوري کشورمان به "هوگو چاوز" رئيس جمهور ونزوئلا به مناسبت روز ملي اين کشور، ديدارهاي جداگانه "واصف طالب اف" رييس مجلس عالي جمهوري خودمختار نخجوان و "محمد محمد زهير " سفير جمهوري سريلانکا با رئيس مجلس شوراي اسلامي، ديدار رييس مجلس عالي جمهوري خودمختار نخجوان با "منوچهر متکي" وزير امور خارجه، ملاقات جداگانه "زين موسوي"، "الحاج عليون سامبا" ، "الحاج ابوبکر چيکا" ،"آنتونيو لوييس اسپينولا سالگادو" و " لئوپولدو استامپا "سفراي جديد لبنان، سنگال، نيجريه،برزيل و اسپانيا درتهران با وزير امور خارجه ، ديدار "عليرضا شيخ عطار " فرستاده ويژه رئيس جمهوري به کويت با مفام هاي اين کشور حکايت از روز پرکاري براي دولت مردان جمهوري اسلامي داشت.
سه شنبه25/4/87
ديدار "واصف طالب اف" رييس مجلس عالي جمهوري خودمختار نخجوان با رئيس جمهوري اسلامي ايران،ملاقات "عبدالرحمن عبدالحسين" سفير جديد سومالي در تهران با وزير خارجه کشورمان و تاکيد متکي بر حمايت ايران از دولت قانوني سودان، ديدارهاي مهم اين روز را تشکيل مي داد.
چهارشنبه26/4/87
آغاز سفر منوچهر متکي به عمان،سوريه و ترکيه و ديدار وي با مقام هاي عالي رتبه عمان از روز کاري پرمشغله براي وزير خارجه حکايت مي کند.
-وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران چهارشنبه شب در مسقط با مقام هاي بلندپايه عمان ديدار و درباره راههاي گسترش روابط دوجانبه با آنها بحث و تبادل نظر کرد.
"منوچهر متکي" و "يوسف بن علوي" وزيرامور خارجه عمان، راههاي فعال کردن همکاري مشترک در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و همکاري در بخش هاي خصوصي ودولتي دو کشور را مورد بررسي قرار دادند.
دو طرف همچنين آخرين تحولات و مسائل مربوط به موضوع هسته اي ايران، اوضاع منطقه به ويژه اوضاع عراق و تحولات اخير خاورميانه و ديگر مسائل منطقه اي و بين المللي را بررسي کردند.
پنجشنبه27/4/87
ديدار منوچهر متکي با مقام هاي عالي رتبه سوريه،تماس تلفني "علي لاريجاني" با "سيد حسن نصرالله " دبير کل حزب الله لبنان،ديدار "مهدي صفري" معاون وزير خارجه ايران با "مايکل آمبول" معاون وزير خارجه سوئيس از مهم ترين رويدادهاي امروز بود.
-منوچهر متکي وزير امور خارجه کشورمان روز پنجشنبه با مقام هاي عالي رتبه سوري در دمشق ديدار کرد. وي علاوه بر ديدار با" وليد المعلم "همتاي سوري خود با "بشار اسد" رئيس جمهوري سوريه و "فاروق الشرع "معاون وي ديدار و گفت و گو کرد.
روابط دو جانبه و راهکارهاي تقويت آن ، مسائل منطقه و موضوع هاي بين المللي ، از محورهاي مورد بحث ميان دو طرف عنوان شد.
-" علي لاريجاني " پنجشنبه شب در تماس تلفني با "سيد حسن نصرالله " رهبر حزب الله لبنان پيروزيهاي اخير ملت ومقاومت لبنان را به وي تبريک گفت .
لاريجاني در اين تماس تلفني از مجاهدتهاي سيد حسن نصرالله در راه سعادت ملت لبنان و سرافرازي ملل مسلمان ياد کرد و وي را "فخر اسلام " ناميد.
رييس مجلس حرکت داهيانه ديپلماتيک سيد حسن نصرالله را عاملي دانست که از يک طرف باعث آرامش منطقه شد و از طرفي پيامي قوي به صهيونيستها داد که دچار بن بست استراتژيک درمنطقه شده اند و راهي جز قبول حقانيت ملت فلسطين ندارند وگرنه در آينده جز حقارت دستاوردي نخواهند داشت و اين پيام قوي و مستحکم همپاي شادي دل مردم لبنان ، ارزشمند و تاثير گذار در آينده لبنان و جهان اسلام است.
جمعه28/4/87
عزيمت " سعيد جليلي" دبير شوراي عالي امنيت ملي به ژنو براي ديدار و مذاکره با "خاوير سولانا " مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و نماينده گروه 1+5،ديدار منوچهر متکي با مقام هاي عاليرتبه ترکيه اي، گفت وگوي وزير خارجه ايران با " ادوارد نعلبنديان " وزير خارجه ارمنستان، مهم ترين تحولات عرصه سياست خارجي کشورمان در روز پايان هفته بود.
-منوچهرمتکي که پنجشنبه شب بنا به دعوت "علي باباجان" همتاي ترکيه اي خود به اين کشور سفر کرده بود، روز جمعه علاوه بر وزير امور خارجه ترکيه با "عبدالله گل" رييس جمهوري و "رجب طيب اردوغان" نخست وزير ترکيه نيز ديدار و گفت و گو کرد.
مناسبات دوجانبه و اهم تحولات منطقه اي و جهاني در گفت وگوهاي منوچهرمتکي با مقام هاي ارشد ترکيه مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
در چارچوب سفر يک روزه منوچهرمتکي به آنکارا، مذاکرات سياسي بين هيات هاي دو کشور و به رياست وزراي خارجه ايران و ترکيه برگزار شد.
در اين مذاکرات درباره روابط دوجانبه و مسائل مورد علاقه دو کشور گفت وگو شد.
در سفر دوره اي متکي به سه کشور عمان،سوريه و ترکيه علاوه بر مسائل دوجانبه در مورد مفاد دستور کار اجلاس آتي وزراي خارجه جنبش عدم تعهد با مقام هاي سياسي اين سه کشور رايزني و گفت وگو شد.
-"سعيد جليلي" دبير شوراي عالي امنيت ملي ظهر جمعه به منظور شرکت در اولين دور مذاکره با "خاوير سولانا" مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا و نمايندگان گروه 1+5 عازم ژنو شد.
اولين دور مذاکرات ايران با نمايندگان 1+5 در پي توافق جليلي با سولانا براي بحث بر روي مشترکات دو بسته پيشنهاي ايران در ژنو برگزار مي شود.
در اين دور از مذاکرات که امروز شنبه آغاز خواهد شد علاوه بر سولانا نمايندگان 1+5 نيز حضور دارند .
دستور کار اين دور از مذاکرات تعيين چارچوبي براي مذاکرات آتي طرف هاي مذاکره مي باشد.
آمريکا نيز اعلام کرده است برخلاف روال گذشته، "ويليام برنز "معاون وزارت امور خارجه اين کشور را براي شرکت در مذاکرات به ژنو اعزام خواهد کرد .
اولين دور مذاکرات جليلي با سولانا و نمايندگان 1+5 به جهت تعيين چارچوب هاي مذاکرات آينده براي طرفين مهم و تعيين کننده ارزيابي مي شود.
جليلي قبل از ترک تهران در جمع خبرنگاران گفت:در اين سفر در باره مشترکات دو بسته و ايده هاي دو طرف در باره ادامه مذاکرات بحث خواهيم کرد.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا حضور نماينده آمريکا تغيير سياست واشنگتن يا تغيير تاکتيک وي مي دانيد، گفت: از نظر ما آنچه اهميت دارد اين است که وي با چه رويکردي در مذاکرات حضور دارد. اگر با رويکرد سازنده و پرهيز از خطاهاي گذشته حضور يابد، حتما مذاکرات سازنده اي خواهيم داشت. 

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 9:20 |
سیاسی
هاشمی رفسنجانی :از لحاظ توسعه یافتگی در منطقه عقب‌تر رفته‌ایم چاپ
Image هاشمی رفسنجانی با اشاره به اهداف سند چشم انداز 20ساله مبنی بر دستیابی ایران به مقام اول توسعه‌یافتگی در منطقه اظهارداشت: «متاسفانه در دو و سه سال گذشته به اندازه این زمان در راستای سند چشم انداز حرکت نکرده بلکه عقب‌تر رفته‌ایم و باید در 17 سال آینده با سرعت بیشتری حرکت کنیم».
تهديد به ردصلاحيت خاتمي چاپ
Image در شرايطي که کانديداتوري يا عدم کانديداتوري سيدمحمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري روشن نشده است، اما با اين وجود برخي جناح هاي تندرو مخالف اصلاح طلبان به خاتمي هشدار داده اند اگر وارد انتخابات شود با خطر ردصلاحيت مواجه خواهد شد.روزنامه کيهان که معمولاً بازتاب دهنده افکار طيف تندرو جناح اصولگرا به شمار مي آيد در صريح ترين پيام به خاتمي هشدار داد با خطر ردصلاحيت روبه رو است
رييس‌جمهور خوشگذران، معشوقه خطرناك چاپ
Image وي چندي پيش با «كارلا بروني» مدل سابق و خواننده 39 ساله كه در ايتاليا با او آشنا شده بود، رسما ازدواج كرد و حالا اين زن ايتاليايي بانوي كاخ اليزه در فرانسه شده است! البته پيش از ازدواج، اين دو بارها با حضور آشكار و رسمي‌شان در انظار عمومي ظاهر شدند تا جامعه فرانسه را از لحاظ رواني آماده كنند.او دختر يك خانواده ثروتمند ايتاليايي‌تبار است كه در شهر «تورين» به دنيا آمد و از كودكي در فرانسه سكونت گزيد. وي علاوه بر كار مد، به خوانندگي نيز اشتغال دارد و در اين عرصه نيز از شهرت فراواني برخوردار است، ضمن اين‌كه در دو فيلم سينمايي هم بازي كرده است.
آيا اين بار خاتمي ردصلاحيت مي‌شود؟ چاپ
Image اين در حالي است كه پس از تأييد صلاحيت سيدمحمد خاتمي در سال 76، براي انتخابات سال 80، برخي اعضاي شوراي نگهبان در پي رأي به رد صلاحيت وي بوده‌اند. اين امر با رهبر معظم انقلاب نيز در ميان گذاشته مي‌شود و ايشان با ردصلاحيت سيدمحمد خاتمي مخالفت مي‌كنند كه منجر به حضور وي در انتخابات هشتم رياست‌جمهوري مي‌شود.
آیت‌الله هاشمي رفسنجاني :مساله هسته‌اي، بحراني نيست چاپ
Image رييس مجلس خبرگان رهبري، رفتار حضرت آيت الله خامنه اي در دوران دوم خرداد 1376 را از ديگر نقاط روشن كارنامه ايشان در زمينه هدايت امور كشور بيان كرد و اظهارداشت:‌"همان‌گونه كه عبور كرديم، درست بود، زيرا بحراني رخ نداده بود ولي دولتي روي كار آمده بود كه بعضي ها از درون آن و نه همه آنها، با بعضي از مسايل مخالف بودند. "
دولت نهم ، دولتِ اولين‌ها چاپ
Image دولت محمود احمدی نژاد از جهات مختلفی پیشتاز است. ماهیت و نوع شکل گیری این دولت ودیدگاههای رئیس و افراد شاخص آن سبب شده‌است تا درحوزه عملکردها نیز اولین ها به نام این دولت رقم بخورد. - اگر از دوره بحران دولتها و مجلسها در سالهای ابتدایی انقلاب گذر کنیم دولت نهم اولین دولتی است که رئیسی غیر روحانی دارد. - رئیس دولت نهم اولین رئیس جمهوری است که در مرحله دوم به این مقام برگزیده شده است. دولت نهم اولین دولتی است که پس از انقلاب تابوی رابطه و یا گفتگو با آمریکا را می‌شکند و از بازگشایی دفتر حفاظت منافع این کشور در ایران سخن می‌گوید.
بازگشت روسیه به جنگ سرد چاپ
Image ديميتري مدودوف، رئيس‌جمهور روسيه به فاصله اندكي پس از اين تحولات روز 15 ژوئيه طي نشستي با حضور روساي نمايندگي‌هاي ديپلماتيك اين كشور در خارج براي تشريح دكترين سياست خارجي جديد روسيه گفت: استقرار اجزاي سامانه دفاع موشكي آمريكا در شرق اروپا صرفا شرايط را پيچيده‌تر مي‌كند و ما چاره‌اي جز دادن پاسخي مقتضي به اين اقدام نخواهيم داشت. او
مشائی : منظورم از اسرائيلي‌ها فلسطينيان بودند چاپ
Image روزنامه كيهان پس از سكوت يك روزه در برابر سخنان روز شنبه مشايي، سخنان روز يكشنبه او را منتشر كرد و نوشت:«اظهارات نسنجيده رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر «دوستي ايران با ملت اسرائيل» با استقبال رسانه‌هاي صهيونيستي مواجه شد.»رحيم مشايي در پاسخ به تذكر خبرنگار همشهري كه گفت: عبارت «ملت اسرائيل» و يا «مردم اسرائيل» در ذات خود حامل پذيرش ضمني مليتي به نام مليت اسرائيلي است، توضيح داد: «منظور من اين نبود. منظورم فلسطينيان اسرائيل(!) بود.»
پایان رابطه دوستانه با خيانت و جنايت چاپ
Image صبح که شد اکبر و قاسم با هم از خانه خارج شدند تا سر کار بروند. من در منزل ماندم. يک ساعت بعد صداي باز شدن در را شنيدم. جلو که رفتم، ديدم قاسم وارد خانه شده است. او مرا تهديد کرد که بايد از شوهرم طلاق بگيرم و با او باشم. عکس را به من نشان داد و گفت اگر به خواسته هايش تن ندهم، عکس را همه جا پخش مي کند و آبرويم را مي برد.زن جوان ادامه داد؛ من به حرف هاي قاسم گوش نکردم. او مرا با چاقو تهديد و به من تعرض کرد.
احتمال حمله يا بازي رسانه‌اي‌ چاپ
Image چندي پيش وزير امنيت داخلي رژيم صهيونيستي نيز اذعان كرد كه تل‌آويو توان لازم را براي رهبري يك حمله نظامي بين‌المللي عليه ايران ندارد. به گزارش روزنامه اسرائيلي جروزالم پست، آوي ديچر با اشاره به اين مطلب گفت: «مطمئنا جامعه جهاني نيز هيچ گاه چنين مسووليتي را به ما واگذار نمي‌كند. اين وظيفه ايالات ‌متحده، اتحاديه ‌اروپايي يا روسيه است كه چنين نقشي را به عهده گيرند و اگر قرار باشد چنين اتفاقي بيفتد، من به هيچ وجه متقاعد نخواهم شد كه اسرائيل بايد براي حمله به ايران پيشقدم شود.
هاشمی رفسنجانی :پذيرش قطعنامه ايران را از خطرهايي نجات داد چاپ
Image آيت الله هاشمي رفسنجاني با ارائه تحليلي درباره پذيرش قطعنامه 598 با بيان اينکه اين قطعنامه در بهترين زمان و در شرايط خوبي پذيرفته شد،، گفت : ما بهره هاي زيادي از پذيرش اين قطعنامه برديم و اين موضوع ايران را از خطرهايي نجات داد.
رهبر معظم انقلاب : مسئول پيشبرد موضوع هسته اي شورايعالي امنيت ملي است چاپ
Image رهبر معظم انقلاب با تأكيد بر اينكه مسئولان كشور در قضيه هسته اي با درايت لازم تصميم گيري مي كنند خاطرنشان كردند: مسئول پيشبرد موضوع هسته اي شورايعالي امنيت ملي است حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: مواضع جمهوري اسلامي ايران و خطوط قرمز ملت ايران كاملاً روشن و واضح است و اگر طرفهاي مذاكره براساس اين چارچوب مذاكره كنند، مسئولان كشور نيز با آنان گفتگو خواهند كرد اما شرط آن اين است كه كسي ملت ايران را تهديد نكند.
+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 8:39 |

سیاست در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو


جمهوری اسلامی ایران

سیاست و حکومت ایران





رهبران


روسای جمهوری


نخست وزیران


اخیر:
مجلس شورای اسلامی (۸۷-۱۳۸۶)
پیش ‌رو:
ریاست جمهوری (۱۳۸۸)

 نمایشبحثویرایش 

مقاله زیر درباره وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران است، برای مطالعه گذشته تا حال این نظام به مقاله نظام جمهوری اسلامی ایران رجوع کنید

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] مختصری از تاریخ اخیر

دودمان پهلوی بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ از ۱۳۰۴ خورشیدی و بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا ۱۳۵۷ بر ایران حکومت کردند.

در ۶ بهمن ۱۳۴۱ خورشیدی در ایران رفراندومی صورت گرفت برای تصویب اصلاحاتی تحت عنوان انقلاب شاه و مردم. دولت ایران اعلام کرد که ملت ایران به اصول ششگانه انقلاب سفید ، با اکثریتی قاطع رأی موافق داده‌اند.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران، که در نزد دولت کنونی و بسیاری از منابع به انقلاب اسلامی معروف است، قیامی بود که با شرکت مردم و گروههای سیاسی گوناگون، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و پیشزمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی را در ایران فراهم کرد. ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ روز پیروزی این انقلاب و سقوط رژیم پهلوی بود و در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ بیش از نود و هشت درصد مردم به جمهوری اسلامی ایران رای دادند و مدتی بعد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به رای گذاشته شد و با رای اکثریت نزدیک به اتفاق مردم تصویب شد.

در سال ۱۳۶۸ اصلاحاتی در قانون اساسی ایجاد شد و برای مثال به موجب آن پست نخست وزیری حذف شد و قدرت عملی بیشتری به ریاست جمهوری داده شد.

  • در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی محافظه کاران به پیروزی رسیدند.[1]سرلیست انتخاباتی این گروه در تهران غلامعلی حداد عادل بود که با هشتصد وپنجاه هزار رای بیشترین آرای انتخابات در حوزه تهران را به خود اختصاص داد.[2]نفر اول انتخابات مجلس دوره ششم از حوزه تهران، محمد رضا خاتمی از اصلاح طلبان با یک میلیون وهفتصد هزار رای بود.درانتخابات مجلس دوره ششم محمود احمی نژاد رتبه شصتم را به دست آورد.
  • درانتخابات مجلس هشتم از مجموع چهل و چهارمیلیون نفر واجد شرایط رای دادن،بیش از بیست وپنج میلیون نفر رای دادند(شصت ویک در صد).[3] در این انتخابات بیش از هفت هزار نفر برای نامزدی انتخابات ثبت نام کردند که در نهایت حدود چهار هزار وپانصد نفر تائید صلاحیت شدند.[ http://www.radiofarda.com/Article/2008/03/14/f1_majlis_zaeem_interview.html]
  • بسیاری از اصلاح طلبان ردصلاحیت شدند بطوری که به گفته روزنامه اعتماد تنها در یکصد و سی کرسی امکان رقابت وجود داشت.
  • نامزدهای نهضت ازادی به کلی ردصلاحیت شدند ودر نتیجه این گروه انتخابات را تحریم کردند.[4]
  • سایت رسمی اصلاح طلبان محافظه کاران را به تقلب در انتخابات متهم کرد.[5]

[ویرایش] ساختار حکومت فعلی ایران

حکومت فعلی ایران جمهوری اسلامی است که در سال ۱۳۵۸ شمسی به رفراندوم گذاشته و به تایید مردم رسید.

رهبر جمهوری اسلامی ایران و رییس جمهور اسلامی ایران باید از دین و مذهب اکثریت مردم ایران باشند ولی نژاد و قومیت در انتخاب آنان تأثیری ندارد .

در زیر ابتدا ارکان جمهوری اسلامی و مسئولان کنونی پست‌های آن معرفی شده‌اند. در بخش بعدی به احزاب سیاسی،چگونگی فعالیت آن‌ها و گرایشات مختلف درون آن‌ها اشاره شده‌است.

نامزدهای تمام انتخاباتی که در جمهوری اسلامی برگزار می‌شود ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. در قسمت احزاب سیاسی ایران در مورد این‌که چه احزابی اجازهٔ فعالیت علنی دارد توضیح داده شده‌است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران بالاترین مقام این نظام است و از نظر دوفاکتو کنترل کاملی بر تمام امور دارد. او توسط مجلس خبرگان رهبری و مادام‌العمر انتخاب می‌شود. (گرچه خود مجلس خبرگان حق عزل رهبری را نیز دارد).رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران، پس از فوت آیت‌الله روح الله خمینی(بنیانگذار جمهوری اسلامی) آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است.

مجلس خبرگان رهبری از روحانیون متخصص در دین اسلام تشکیل می‌شود و کاندیداهای آن ابتدا باید به تایید شورای نگهبان برسند. رئیس مجلس خبرگان، آیت‌الله شیخ علی اکبر اردبیلی مشکینی بود. با فوت ایشان، تا تععین تکلیف این منصب، نواب رئیس به اداره ی مجلس خواهند پرداخت. نایب رئیس اول مجلس خبرگان آیت الله هاشمی رفسنجانی و نایب رئیس دوم آن آیت‌الله ابراهیم امینی است.

شورای نگهبان قانون اساسی از دوازده نفر تشکیل شده‌است. ۶ فقیه که توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و ۶ حقوقدان که توسط قوه قضاییه پیشنهاد و تایید مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌شوند. دبیر کنونی شورای نگهبان، آیت‌الله علی جنتی است و سایر اعضای کنونی آن عبارت‌اند از: آیت‌الله محمد مومن، آیت‌الله غلامرضا رضوانی، حجت‌الاسلام صادق اردشیر لاریجانی، حجت‌الاسلام مدرسی یزدی، آیت‌الله محمد یزدی، حجت‌الاسلام عباس کعبی، دکتر غلامحسین الهام، دکتر عباسعلی کدخدایی، ابراهیم عزیزی، دکتر محسن اسماعیلی و محمدرضا علیزاده.

قوه مقننه ، مجلس شورای اسلامی است که نمایندگان آن برای یک دورهٔ چهارساله و با رای مردم انتخاب می‌شوند. نامزدهای این مجلس ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. علاوه بر مناطق مختلف بعضی ادیان (مسیحی کلدانی و آشوری، زرتشتی و کلیمی) نیز نمایندگانی در مجلس دارند.

مصوبات این مجلس باید با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سازگار باشند و از همین رو شورای نگهبان قانون اساسی باید مصوبات این مجلس را پیش از اجرا به تصویب برساند.

در صورت اختلاف بین قوه مقننه و شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش حل این اختلاف را دارد.رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی غلامعلی حداد عادل است و در حال حاضر اکثریت این مجلس در اختیار طیف محافظه‌کاران است.

مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجمعی است که وظیفه حل اختلافات بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی و دولت پاره‌ای وظایف دیگر را به عهده دارد. اعضای این مجمع توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و رئیس کنونی آن هاشمی رفسنجانی است.

قوه مجریه در دست رئیس جمهوری اسلامی ایران است که با رای مردم و تایید رهبر انتخاب می‌شود. نامزدهای ریاست جمهوری برای شرکت در انتخابات و پیش از آن باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. قانون، شرایط شرکت در انتخابات را «رجال سیاسی» بودن می‌داند. بعضی معتقدند که «رجال سیاسی» لزوما به مذکر بودن اشاره ندارد اما در تاریخ جمهوری اسلامی تا بحال هیچ زنی برای کاندیدایی ریاست جمهوری تایید نشده‌است. رئیس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد است.

رئیس قوه قضاییه توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شود.

شوراهای شهر و روستا نیز در مناطق مختلف وجود دارند که شهردار شهرها را انتخاب می‌کنند. شورای شهر اکثر مناطق ایران و بخصوص پایتخت، تهران، و شهرهای بزرگ در حال حاضر در اختیار طیف محافظه‌کاران است.

[ویرایش] احزاب و جریانات سیاسی

در صحنهٔ سیاست ایران، عملا دو نوع تشکل و حزب موجود است. یکی احزابی که مجاز هستند و می‌توانند در مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری شرکت کنند (به شرطی که کاندیداهای آن‌ها توسط شورای نگهبان قانون اساسی تایید شوند) و دیگری طیفی از احزابی که معمولاً طرفدار براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اعمال اصلاحات شدیدی همچون برکناری رهبری و ولایت فقیه هستند.

طیف دومی شدیدا غیرقانونی است و اعضایش معمولاً نمی‌توانند در انتخابات رسمی نامزد شوند. رهبران احزاب دستهٔ دوم معمولاً خارج از ایران هستند.

هرگونه همکاری با این احزاب اپوزیسیون می‌تواند پیامدهای خطرناکی حتی تا مرحلهٔ اعدام را به همراه داشته باشد. «محاربه» یا «اقدام علیه امنیت ملی» جرم‌هایی است که معمولاً به کسانی که احتمال هرگونه همکاری آنان با اپوزیسیون برود, نسبت داده می‌شود.

در ایران ضمن ارتداد به معنای تعویض دین از اسلام و الحاد به معنای عدم اعتقاد به وجود خدا و توهین به پیامبر اسلام و هم‌جنس‌گرایی مرد با مرد نیز جرم جنایی شناخته می‌شود و هم‌جنس‌گراها در بسیاری از موارد اعدام می‌شوند و نتیجتا هرگونه تشکل آتئیست و یا دفاع از حقوق هم‌جنس‌گرایان نیز سرکوب می‌شود..

در زیر به معرفی این احزاب و جریانات می‌پردازیم.

[ویرایش] احزاب رسمی و قانونی

در صحنهٔ رسمی سیاست و مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری، دو طیف کلی از احزاب و تشکل‌ها حضور بیشتری دارند. این دو طیف کلی را معمولاً با نام‌های «جناح راست» و «جناح چپ» و یا محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان می‌شناسد. البته هر دوی این طیف‌ها به اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه معتقد هستند اما جناح راست ادعای نزدیکی بیشتر به اسلام، راه آیت‌الله روح الله خمینی و رهبری آیت‌الله سید علی خامنه ای را دارد.

در ضمن بعضی شخصیت‌های کلیدی همچون علی اکبر هاشمی رفسنجانی را می‌توان فراجناحی خواند.

در زیر به معرفی احزاب و تشکل‌ها و شخصیت‌های هر دو جناح پرداخته شده‌است.


[ویرایش] احزاب محافظه‌کار (جناح راست)(اصول‌گرا)

جناح راست ، شامل احزاب و تشکل‌های محافظه‌کار است که در دوره‌های اخیر خود را اصولگرا نامیده‌اند.

این جناح که البته مسلما در درون خود نیز جناح‌های دیگری نیز دارد, بیشتر با اعتقاد بسیار به اسلام و آموزه‌های امام خمینی و وفاداری به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای شناخته می‌شوند.

تاریخا این جناح شامل تندروهای اسلامی بوده‌است و اختلاف کمی در آن وجود داشته‌است اما در حال حاضر و بر سر مسائلی مثل انتخابات پیش روی مجلس خبرگان رهبری جناح‌های مختلفی درون این جناح ظهور کرده‌اند.

آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به طور غیررسمی از این جناح شناخته می‌شود.

تشکلهای معروف این جناح در حال حاضر عبارت‌اند از جامعه روحانیت مبارز ، حزب مؤتلفه اسلامی ، و آبادگران .تندروترین و راست‌ترین طیف این جناح را می‌توان شخصیت‌هایی چون آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی دانست.

  • ایت الله مصباح یزدی وشاگردانش در حال قدر گرفتن در ایران هستند.[6]این افراد برای رسیدن به این مقصود علاوه بر اتحاد وهمکاری با سپاه پاسداران سعی در تضعیف قدرت هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش دارند.[7] مهمترین این جدال ها در انتخابات مجلس خبرگان رهبری بروز کرد[8]به طوری که شاگردان مصباح با ارائه فهرست انتخاباتی به نام (منهایون)که اسامی همه افراد فهرست مشترک جامعه روحانیت مبارز تهران وجامعه مدرسین حوزه علمیه قم وجود داشت به جز چند نفر، در تهران هاشم رفسنجانی و حسن روحانی ،در مشهد ایت الله واعظ طبسی وایت الله هاشمی شاهرودی ،که در نهایت این انتخابات منجر به پیروزی هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش شد.[9]

[ویرایش] احزاب جناح چپ(اصلاح‌طلب)(۲ خردادی)

تاریخا این جناح با با تفاوت اندکی از جناح راست تشکیل شد. انشعاب در مجمع روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارز (که با تایید آیت‌الله روح الله خمینی انجام شد) را می‌توان سر آغاز این جریان دانست.

اما مطرح شدن اصلی این جناح وقتی آغاز شد که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ بر خلاف پیش بینی‌های رایج، سید محمد خاتمی به نمایندگی از این جناح و با رای بیش از بیست میلیون نفر از ایرانیان به عنوان نماد «اصلاح طلبی» انتخاب شد. از آن پس جنبشی که عموماً آن را جنبش اصلاح‌طلبی خوانده‌اند در ایران به وجود آمد که به علت این‌که خاتمی در روز ۲ خرداد ۱۳۷۶ به ریاست جمهوری رسیده بود به «جنبش ۲ خرداد » معروف شد. از همین رو این جناح را جناح ۲ خرداد نیز می‌نامند.

این جناح طیف بسیار وسیعی را در بر می‌گرفت و البته تمام شخصیت‌های سیاسی آن مسلمان و معتقد به پیشوایی آیت‌الله روح الله خمینی بودند اما طرفداران و حامیان آن حتی به نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران ، نیز می‌رسید و بسیاری این جناح را نمایندهٔ اصلاحات شدید در کلیت نظام می‌دانستند. (در آن زمان اختلاف بسیاری در مخالفان جمهوری اسلامی بر سر حمایت یا عدم حمایت از خاتمی و ۲ خرداد وجود داشت. برای اطلاعات بیشتر به بخش اپوزیسیون غیرقانونی توجه کنید).

پس از ریاست جمهوری، این جناح مجلس شورای اسلامی و شورای شهر اکثر مناطق (بخصوص پایتخت ایران، تهران) را نیز در دست گرفت اما عملا با ممانعت‌های بسیاری در «اصلاح» مواجه شد. خاتمی در انتخابات سال ۱۳۸۰ نیز مجدداً به ریاست جمهوری برگزیده شد و عملا هشت سال دوران ریاست جمهوری او را می‌توان دوران اوج «جنبش ۲ خرداد» دانست. اما پس از پایان این هشت سال ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و شورای شهر تهران و شهرهای بزرگ عموماً به دست جناح مقابل افتاد. در طول دوران خاتمی بارها روزنامه‌ها و ارگان‌های جناح دو خرداد به تعطیلی کشیده شدند به طوری که در اواخر دوران او تقریباً هیچ روزنامهٔ به اصطلاح «اصلاح‌طلبی» بر جای نمانده بود.

بهرحال با پایان دورهٔ هشت ساله‌ خاتمی، رد صلاحیت اکثریت کاندیداهای اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی و شکست سنگین نماینده‌های اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر و روستا و ریاست جمهوری (محمد معین ، مهدی کروبی و مهرعلیزاده هر سه شکست خوردند)‌ این جناح تا حدود زیادی شکست خورد و طرفداران خود را از دست داد.

در حال حاضر حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی و تا حدودی حزب کارگزاران ایران اسلامی از تشکل‌های این جناح به شمار می‌روند. شخصیت‌هایی چون سیدمحمد خاتمی ،رئیس جمهور سابق، مهدی کروبی ،رئیس سابق مجلس، و محمدرضا خاتمی ، نایب رئیس سابق مجلس، از شخصیت‌های این طیف هستند.

چپ‌ترین طیف این جناح طیفی از فعالان ملی مذهبی است که گاها از این جناح جدا شده و به اپوزیسیون پیوسته‌اند. تشکل‌هایی مانند نهضت آزادی ایران و شخصیت‌هایی مانند ابراهیم یزدی از این طیف هستند. فعالیت «نهضت آزادی ایران» نیمه قانونی است و خانه احزاب ایران این تشکل را به رسمیت نمی‌شناسد .

[ویرایش] احزاب اپوزیسیون غیر قانونی

طیف دیگری از احزاب، احزاب اپوزیسیون و طرفدار براندازی جمهوری اسلامی (و یا گاهی طرفدار اصلاحات بسیار جدی مانند عزل رهبر) هستند. این احزاب شدیدا غیرقانونی هستند و همکاری با آن‌ها می‌تواند مجازاتهایی، از جمله اعدام، به همراه داشته باشد. (برای مثال در دههٔ ۶۰ و بخصوص واقعه تابستان ۶۷، تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در ایران به جرم همکاری با احزاب اپوزیسیون و یا عضویت در احزاب کمونیست که به منزلهٔ ارتداد و الحاد بود اعدام شده‌اند)

اما در ایران احزاب اپوزیسیون بسیار وسیعی وجود دارند که هر کدام برای خود میدیای مخصوص خود، از نشریات غیرقانونی تا کانال‌های رادیویی و تلویزیونی، را دارند. هرگونه فعالیت این احزاب شدیدا غیرقانونی است و فعالان و هواداران آنها همه به صورت مخفی به کار خود ادامه می‌دهند. مرکزیت و رهبری این احزاب معمولاً در خارج کشور است. در میان این احزاب و جریانات طیف‌های مختلفی یافت می‌شوند.

در کردستان ایران بعضی از این نیروهای اپوزیسیون تاریخا مناطقی را زیر کنترل داشته‌اند و اکنون با وجود این‌که تقریباً هیچ منطقهٔ مهمی در اختیار آنان نیست هنوز از نیروی نظامی در آن منطقه برخوردارند.

جریانات بسیاری تا بحال برای وحدت نیروهای اپوزسیون علیه جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند اما این تلاش‌ها جملگی ناموفق بوده‌است و حداکثر به وحدت طیف کوچکی از نیروها بدل شده‌است.


در زیر به طیف‌های مختلف اپوزیسیون غیرقانونی پرداخته می‌شود. این فهرست کاملی نیست و می‌تواند تکمیل شود.

[ویرایش] سلطنت طلب‌ها و مشروطه‌خواهان

در اپوزیسیون ایران، شخصیت‌ها،تشکل‌ها و سازمان‌های متعددی که گاها با هم نیز مخالف می‌باشند وجود دارند که خواستار بازگشت ایران به نظام پادشاهی مشروطه و اغلب تحت فرمان رضا پهلوی ، ولیعهد خاندان پهلوی و پسر محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران هستند.

این احزاب، گرچه اکثرا بر سر خواست به پادشاهی رسیدن رضا پهلوی توافق نظر دارند، اما هیچگونه اتحاد عملی ندارند و بیشتر به صورت شخصیت‌های مستقل عمل می‌کنند. خود رضا پهلوی نیز رسما طرفداری از هیچ حزب یا شخصیتی را اعلام نکرده‌است و حتی ادعای تاج و تخت نکرده‌است و تلاش کرده خود را بیشتر به عنوان شخصیت سیاسی و مشروطه‌خواه مطرح کند.

احزاب و تشکل‌های این جناح که می‌توان آن را جناح راست مخالف جمهوری اسلامی دانست اکثرا در لس آنجلس ایالات متحده آمریکا مرکزیت دارند و شبکه‌های ماهواره‌ای،تلویزیونی، رادیویی و نشریات و سایت‌های اینترنتی مختلفی را به ایران می‌فرستند. از معروف‌ترین تشکل‌های این طیف می‌توان به حزب مشروطه ایران و انجمن پادشاهی اشاره کرد. غیر از خود رضا پهلوی ، داریوش همایون ، از رایزنان کنونی حزب مشروطه ایران ، از مشهورترین شخصیت‌های این طیف است.

رضا پهلوی اپوزیسیون را به اتحاد دعوت کرده‌است و شعار «امروز فقط اتحاد، آینده از آن ماست» را مطرح کرده‌است.

[ویرایش] مجاهدین و شورای ملی مقاومت

سازمان مجاهدین خلق ایران، از قدیمی‌ترین سازمان‌ها و احزاب ایرانی است که از پیش از انقلاب اسلامی ایران در ایران موجود بوده‌است .از تحولات عمده آن کودتای مارکسیستی درون حزبی است و طی آن نیروهای معتقد به مارکسیسم نیروهای وفادار مسلمان را اعدام ، اخراج یا فراری دادند وتمامی کنترل تشکیلاتی را بر عهده گرفتند و عملا سازمان را خلع اسلامی کردند .

این سازمان در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران ، بسیاری از شخصیت‌های آن را ترور کرده‌است و با بال نظامی خود تلاش در حمله به ایران را داشته‌است و از این رو، هرگونه همکاری با آن مجازات‌های بسیاری و معمولاً مجازات اعدام به همراه داشته ولی اخیرا دولت ایران اعلام کرده آن گروهی که دستشان به خون کسی آلوده نیست را عفو می‌کند و تحت حمایت قرار می‌دهد تا کنون دها تن از اعضای این حزب به ایران بازگشته اند شده‌اند .

این سازمان در زمان حکومت صدام حسین در عراق پایه‌ها و تجهیزات نظامی بسیاری در این کشور داشت و بنا به فیلم‌های مخفی که پس از اشغال عراق توسط آمریکا یافت شد, رهبران آن با صدام حسین مذاکرات مخفیانه‌ای نیز داشته‌اند.

این سازمان به همراه عده‌ای از تشکل‌های کوچک‌تر و منجمله سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران(جریان پیرو برنامه هویت)، شورای ملی مقاومت را پایه گذاشته‌است و مریم رجوی را توسط این شورا به عنوان رئیس جمهور آلترناتیو آینده ایران انتخاب کرده‌است.

اعضای اصلی این سازمان مارکسیست یا غیر مذهبی اند ولی تلاش دارند خود را مسلمان معرفی نمایند از این رو این حزب در ایران بنام سازمان منافقین یاد می‌شود و به علت ترورها و کشتن افراد بی گناه مخصوصا در همکاری با صدام حسین در جنگ ایران و عراق از منفور ترین گروها در نزد مردم ایران اند.

بال نظامی این سازمان، ارتش آزادیبخش ایران است.

[ویرایش] حزب کمونیست کارگری ایران

حزب کمونیست کارگری ایران حزبی شدیدا چپ رو است که در اوایل دههٔ ۹۰ به صورت انشعابی از حزب کمونیست ایران ، توسط منصور حکمت، رهبر سیاسی و تئوریسین کمونیست ایرانی، تشکیل شد. از شعارهای این حزب می‌توان به «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «زنده باد جمهوری سوسیالیستی» و «آزادی،برابری،حکومت کارگری» اشاره کرد. این حزب شدیدا چپ رو است و با مذهب و ناسیونالیسم شدیدا مخالف است.

این حزب که با برهم زدن کنفرانس برلین و پخش این ماجرا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به شهرت دو چندانی دست یافت همواره بر سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تاکید داشته‌است و شدیدا با دو خرداد و سید محمد خاتمی مخالف بوده‌است. در دوره اخیر این حزب مدعی است که مقبول‌ترین و محتمل‌ترین سیر اوضاع ایران انقلاب مردم علیه جمهوری اسلامی است و تلاش در رهبری این انقلاب برای تأسیس جمهوری سوسیالیستی را دارد.

این حزب با توجه به پیشینه‌اش (در همکاری با کومه‌له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) از نیروی قابل توجهی در کردستان برخوردار بود و گاها شخصیت‌های خود را برای گشت پارتیزانی به داخل ایران می‌فرستاد اما پس از انشعاب اوت ۲۰۰۴ در این حزب و جدایی اکثریت کمیته کردستان به نظر می‌آید این حزب تا حدود زیادی ظرفیت نظامی خود را از دست داده باشد، گرچه هنوز مدعی است که این حزب، حزبی نظامی نیز هست و در رهبری اعتصابات کارگران نساجی کردستان نقش قابل توجهی داشته‌است.

لیدر کنونی این حزب حمید تقوایی است و از دیگر شخصیت‌های مطرح آن می‌توان به علی جوادی و آذر ماجدی اشاره کرد.

[ویرایش] حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست

حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست انشعابی از حزب کمونیست کارگری ایران است که در سال اوت ۲۰۰۴ و در پی جدایی بیش از نیمی از کمیته مرکزی و اکثریت کمیته کردستان حککا تشکیل شد. این حزب در هنگام جدایی مدعی ادامهٔ واقعی خط منصور حکمت بود و از این رو خود را «حکمتیست» می‌خواند. (حزب کمونیست کارگری نیز خود را مدعی ادامهٔ خط حکمت می‌داند و گاها به کنایه حزب حکمتیست را «آنتی حکمتیست» می‌خواند).

این حزب پس از جدایی به سنت‌های اصلی چپ افراطی در حزب کمونیست کارگری ایران و تاکید بر مبارزه با مذهب و ناسیونالیسم و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران ادامه داده‌است و تمام شعارهای اصلی آن را همچنان حفظ کرده‌است اما مهم‌ترین تفاوت این دو حزب را می‌توان در تاکید حزب حکمتیست بر کردستان ایران دانست تا جایی که یکی از شعارهای جدید این حزب «کردستان دروازهٔ قدرت است!» است.

این حزب بازویی نظامی به نام «گارد آزادی» دارد که عموماً در کردستان ایران فعالیت می‌کند.

[ویرایش] جستارهای وابسته‌

[ویرایش] پیوند به‌ بیرون

این نوشتار دربارهٔ ایران خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.
این نوشتار دربارهٔ سیاست خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.
+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 8:8 |
دولت نهم ، دولت کوشش و خطا

برکناری دو وزیر دیگر باز هم بازار شایعات سیاسی را داغ کرد. خصوصا اینکه این اتفاق در آستانه انتخابات مجلس رخ می دهد. تا جایی که حسین آفریده نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس هفتم گفت:آقای باهنر نایب رئیس مجلس اعلام کرده که رئیس جمهوری با مجلس در خصوص برکناری هامانه با مجلس مشورت کرده اما تاکنون هیچ بحثی و مشورتی در کمیسیون در این خصوص با رئیس جمهور نشده است. و ادامه داد: طرح این موضوع از سوی آقای باهنر نشان می‌دهد که رئیس جمهور با وی مشورت کرده نه با مجلس و به نظر می‌رسد شائبه تامین منابع انتخاباتی از طریق وزارت نفت دور از ذهن نباشد. 


 این تغییرات از چند دیدگاه قابل بررسی و تامل است :

۱- کاهش امنیت روانی: این کاهش امنیت هم نکات مثبت دارد و هم منفی . در یک نگاه شاید به نظر برسد که ترسیدن وزرا از برکناری سبب مراقبت و عملکرد بهتر آنان خواهد شد ولی از سوی دیگر سبب خواهد شد استقلال رای خود را از دست بدهند و با اعمال نفوذ رییس جمهور و اطرافیان او در وزارتخانه متبوع  مقابله ننمایند. البته در دولت احمدی نژاد و با اخلاقی که از وی سراغ داریم بایستی وزرا چنین باشند تا مورد پسند وی قرار بگیرند.

۲-کوشش و خطا در انتخاب مدیران: ظاهرا عدم وجود تیمی منسجم جهت اداره کشور که ناشی از نداشتن حزب منسجم توسط احمدی نژاد است سبب شده است تا سفارش های مختلف از اطراف و افراد ذی نفوذ سبب بروز نوعی سیاست کوشش و خطا در دولت شود و احمدی نزاد به طور مثال ۲ سال وزیری را بر سر کار می گذارد که تازه و پس از گذشت نیمی از دوره خود متوجه عدم لیاقت وی می شود. این استراتژی کوشش و خطا نیازمند دوره ای چهل ساله برای ریاست جمهوری است و چهار سال متاسفانه خیلی کم است.

۳-شهامت احمدی نژاد: اگر بخواهیم به قوی ترین جنبه مثبت این اقدام نیز بپردازیم باید به شهامتی که وی در تغییرات دارد اشاره کنیم که در دولتهای قبلی اصلا مشاهده نمی شد. البته نباید فراموش کنیم که این شهامت ممکن است گاهی به قیمت بدتر شدن اوضاع تمام شود.

۴-مبارزه با مفاسد اقتصادی: دو وزارتخانه مذکور مهمترین قسمتهای کشور هستند که زیر مجموعه آنان  دچار فساد مالی و اقتصادی هستند و عدم توفیق ایشان در رفع این مشکلات می تواند دلیل مهمی در برکناری این وزرا باشد. احتمال اعمال نارضایتی رهبری را نیز در این قضیه نمی توان نادیده گرفت.

۵- دهن کجی به مجلس: با نگاهی به سوابق انتخاب شدن این دو وزیر متوجه خواهیم شد که وزیر نفت وزیر تحمیلی مجلس بود و وزیر صنایع نیز از حمایت شوندگان فراکسیون اکثریت مجلس است. این برکناری می تواند دهن کجی بزرگی به اصولگرایان اکثریت مجلس محسوب شود.

۶-زهر چشم برای وزیران دیگر:با این اقدام، وزیران دیگر کابینه باید بدانند در صورت تخطی از سیاستهای احمدی نژاد بایستی کابینه را ترک کنند. 

احمدی نژاد به عنوان غیر قابل پیش بینی ترین رییس جمهور تاریخ انقلاب گاهی کارهایی می کند که قرینه آن در سالیان اخیر وجود نداشته و پیش بینی و تحلیل آن را برای همگان سخت کرده است. مخصوصا استراتژیستهای کشورهای دیگر را دچار سردرگمی نموده است که سیاست چراغ خاموش وی را چگونه مهار نمایند.     

+ ارائه شده در  بیست و دوم مرداد 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  |  نظرات شما

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 17:54 |
    
    
خاورميانه پهنه سياست‌هاي امريكا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

خاورميانه بار ديگر شاهد فروزان شدن آتش شعله هاي جنگ است. طي چند روز گذشته درگيري ميان جناح هاي فلسطيني به اوج خود رسيد و در نتيجه كابينه اسماعيل هنيه از سوي رئيس تشكيلات خودگردان منحل شد. در عراق هم با بمباران مجدد حرم امامان عسكري و ساير بمب گذاري ها در مناطق ديگر اين كشور از جمله بغداد، حكايت از اين دارد كه ناآرامي ها همچنان روند فزاينده خود را حفظ كرده اند.

در لبنان هم يكي از سياستمداران ترور شد و گروه شبه نظامي جديدي كه چندي پيش در شمال اين كشور ظهور كرده بود، همچنان به مقاومت خود در اين منطقه ادامه مي دهد. انتخابات مصر هم كه در طرح خاورميانه بزرگ دولت بوش يك دستاورد شمرده مي شد، به دليل ممانعت از حضور نامزدهاي مخالف از سوي قاهره، در اثبات وجود كمترين نشانه هاي ظهور دموكراسي ناكام ماند و اكنون گمان مي رود كه جناح هاي مخالف در مصر بيش از پيش به اتخاذ شيوه هاي قهري عليه دولت اين كشور مصمم شده اند.

اين وقايع در حالي رخ مي دهند كه 5 سال پيش در چنين ماهي جورج بوش رئيس جمهور امريكا در قالب ارائه طرحي اعلام كرده بود كه خاورميانه اي عاري از جنگ را ايجاد خواهد كرد. واشنگتن تلاش كرده است تا براي نيل به چنين هدفي از هيچ اقدام موثري فروگذار نكند. تلاشي كه هزينه هايي نظير اعزام مجدد نيرو به عراق با وجود فشارهاي داخلي براي عقب نشيني از اين كشور و تغيير رويه سياست خارجي سختگيرانه امريكا در خاورميانه را در پي داشته است. اكنون امريكا در كشورهاي فلسطين، عراق، لبنان و مصر هم پيماناني را در راس كار دارد (محمود عباس، نوري مالكي، فواد سنيوره، حسني مبارك) كه در راستاي عملي ساختن وعده هاي واشنگتن در خاورميانه با كمترين حمايت داخلي همراه هستند. بر اساس برخي پيش بيني ها در سه كشور عراق، فلسطين و لبنان حداقل تا پايان تابستان هيچ چشم انداز روشني براي خاتمه درگيري ها وجود ندارد. وجه مشترك اين كشورها آن است كه جناح ها و اقوام مختلف در آنها همگي مدعي قدرت بوده و هريك نيروهاي نظامي قدرتمند خود را براي اعمال خواسته هايشان در اختيار دارند.

از سوي ديگر اگر پيش از اين، نزاع عرب-اسرائيلي منطقه خاورميانه را به دو گروه مقابل يكديگر تبديل كرده و عمده ترين مساله مورد اختلاف بود، هم اكنون اين منطقه شاهد رويارويي چند گروه متخاصم است. از يك سو دولت هاي سكولار ناگزير به مقابله با تفكرات تندروانه اي هستند كه به عنوان نمودي از پيامدهاي پس از 11 سپتامبر در برخي از كشورهاي خاورميانه طرفداراني پيدا كرده اند و از طرف ديگر رژيم هايي استبدادي نيز وجود دارند كه با وجود تلاش امريكا براي تبديل آنان به نمادهايي عبرت آموز از دولت هاي دموكراتيك، اكنون ناگزير هستند براي حفظ بقاي خود از همان روش هاي غيرقانوني پيشين براي مبارزه با مخالفان خود بهره بگيرند. افزون بر اين حضور نظاميان امريكايي و هم پيمانانش در منطقه بيش از پيش به روحيه ضدامريكايي دامن زده و آمال يكساني را براي ملت هايي كه پيش از اين وجه اشتراكي ميان خود احساس نمي كردند، تعريف كرده است.

فلسطين

نيروهاي حماس و فتح در خيابان هاي غزه و كرانه باختري در حالي به نبرد ادامه مي دهند كه امريكا همچنان به پشتيباني خود از ميانه روهاي فلسطيني (گروه فتح و در راس آن محمود عباس) مصمم است. اين پشتيباني تا حدي پيش رفت كه در نهايت محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان به انحلال دولت منتخب به رهبري اسماعيل هنيه از گروه حماس در سرزمين ها فلسطيني اقدام كرده و بدين ترتيب در سايه حمايت هاي امريكا تمام رشته هايي را كه به منظور تشكيل دولت وحدت ملي و بازگرداندن آرامش به اين سرزمين ها توسط خود امريكايي ها دوخته شده بود، پنبه كرد.واشنگتن دو سال پيش براي اينكه بتواند به پيمان صلح احتمالي آينده ميان رئيس تشكيلات خودگردان و اسرائيلي ها جنبه قانوني تري بدهد، در مرحله اول تاكتيك برگزاري يك انتخابات دموكراتيك را در سرزمين هاي فلسطيني در پيش گرفت.

با روي كار آمدن دولتي به رهبري حماس در فلسطين مرحله دوم اين تاكتيك كه آشتي دادن ميان گروه هاي حماس و فتح بود، پس از يك دوره درگيري ها در غزه و كرانه باختري ميان اين دو گروه به اجرا درآمد. اما با بالا گرفتن اين درگيري ها ناگهان تاكتيكي كاملاً معكوس در دستور كار قرار گرفت و تلاش شد تا با تشكيل يك كابينه جديد، حماس بارديگر از بازي خارج و منزوي شود. اين موضوع تا حدي جدي شده است كه طي چند روز گذشته حتي بحث جدايي كرانه باختري (با حاكميت جنبش فتح) و غزه (با حاكميت جنبش حماس) به طور جدي تري از سوي محافل سياسي امريكا و اسرائيل مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

 

عراق

 

حمله مجدد به حرم امامان عسكري در سامرا و ناكامي طرح امنيت بغداد به منظور كاهش ميزان تلفات در اين كشور، بيانگر اين است كه روند نزولي نفوذ و قدرت امريكايي ها در عراق قادر به بازايستادن نيست و همچنان به حركت خود ادامه خواهد داد.چندي پيش امريكا به منظور انجام طرح هاي نظامي خود در عراق مجبور شد كه نيروهاي بيشتري را به اين كشور اعزام كند. اما اين اقدام نه تنها از ميزان درگيري ها و تلفات فزاينده نكاست، بلكه در نهايت بر وخامت اوضاع هم افزود.

اكنون دولت امريكا اميدوار است بتواند كنگره را كه پيش از اين درخواست افزايش نيرو به عراق را تسليم آن كرده بود، براي تصويب طرح كاهش حضور نظامي امريكا در عراق مجاب كند.

 

لبنان

 

ترور رفيق حريري نخست وزير سابق لبنان و وخيم شدن اوضاع سياسي در اين كشور، زمينه حمايت گسترده واشنگتن از مخالفان حضور نظامي سوريه در لبنان را فراهم آورد. اين حمايت ها تا جايي پيش رفت كه با صدور قطعنامه اي در سازمان ملل بالاخره اردوي نيروهاي سوري در لبنان كه در پي بروز جنگ داخلي در اين كشور آغاز شده بود، به پايان رسيد. سوري ها در حالي لبنان را ترك كردند كه واشنگتن دور جديد فشارهاي خود را بر سوريه به منظور همراه كردن دمشق با طرح هاي نظامي خود در عراق در دستور كار قرار داده بود. اين فشارها دو نقطه ثقل داشت؛ اول اينكه سوري ها بايد مقامات فراري سابق عراق را در كشورشان به امريكا تحويل دهند و دوم اينكه بايد از ورود شبه نظاميان نفوذي از سوريه به عراق جلوگيري به عمل آورند. اين فشارها همچنين يك نمود بارز داشتند؛ لزوم همراهي دولت سوريه با گروه تحقيق سازمان ملل. فشار بر سوريه در حالي دنبال مي شد كه دولت لبنان به رهبري فواد سنيوره نتوانست كابينه اي با حضور تمامي گروه هاي موثر در كشورش تشكيل دهد. حزب الله پس از معرفي اعضاي كابينه از سوي سنيوره، 6 تن از همفكران خود را از دولت خارج كرد و دولت ناگهان با بحران عدم مشروعيت مواجه شد. اگرچه نخست وزير لبنان در نهايت توانست با جايگزيني چند عضو جديد در پست هاي خالي كابينه تا حدي بر اين بحران فائق آيد، اما ظاهر شدن يك گروه شبه نظامي جديد در شمال لبنان موسوم به فتح الاسلام بار ديگر شكنندگي اوضاع امنيتي در لبنان را به رخ كشيد. با گذشت قريب به 5 هفته از آغاز درگيري ميان نيروهاي لبناني با حمايت امريكا و گروه فتح الاسلام، اين گروه همچنان به مقاومت خود ادامه داده است.

قتل چند روز پيش وليد ايدو عضو پارلمان لبنان هم بر وخامت اوضاع افزوده است. اين بدان معنا است كه وجود يك دولت طرفدار غرب در لبنان در كنار حضور نيروهاي صلحبان خارجي قادر نيست، كمكي به خروج اين كشور از بحران بكند و بعيد نيست كه در صورت ادامه بمب گذاري ها و درگيري ميان نيروهاي لبناني با گروه فتح الاسلام، لبنان بار ديگر به دوران جنگ داخلي بازگشته و ضرورت حضور سوري ها در لبنان بار ديگر ايجاد شود.

 

مصر

 

در مصر بازداشت صدها فعال سياسي از جمله نامزدهاي مجلس اعلاي اين كشور توسط نيروهاي دولتي از زوال تلاش ها براي تحقق دموكراسي حكايت دارد. اين كشور در طرح بزرگ بوش بايد به نمادي از دموكراسي مورد نظر امريكا در خاورميانه تبديل مي شد. اما اين مهم در كشوري كه شاخص هاي يك حكومت دموكراتيك هرگز در آن به اجرا درنيامده است، بيشتر به امري محال شبيه بوده است تا آرزويي كه با اعمال فشار عليه مبارك دست يافتني باشد.

 

    82 بازديد     0 امتياز     0 نظر

+ نوشته شده توسط محمد زنگنه در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 17:45 |


Powered By
BLOGFA.COM